من سرگرد ایمانِ شایانم ؛ کسی که خلاف های زیادی رو با اقتدا به شغلش انجام داده !حالا یه سروان کوچولوی جذاب و لوند وارد ادارهِ من شده و از من مدارکی رو داره که نباید داشته باشه !حالا اگه من بخوام با اون رابطه داشته باشم چه اتفاقی میوفته ؟
روایت یه درخت طلسم شدس، درختی که پدرخوندهام هر سال یک دختر باکره رو زیر اون درخت سیاه تا سر حد مرگ تحریک میکرد. و بعد جسم پر از شهوتشون رو روی یک تخته سنگ قربانی میکرد. یک مار پیتون سیاه رنگ داخلش لونه داشت، با چشمای قرمز ترسناکش! اون درخت منو فراخوند، مار سیاه پیتون دور بدنم پیچید و من شبیه یک عروسک از داغی و فشاری که داشت به تنم میاورد مسخ شده بودم. اون هیولا با ارضا کردن جسمم خودشو ازاد کرد و من رو به عنوان جفتش اسیر غل و زنجیر انتقامش کرد..
داستانی متفاوت و هیجان انگیز... روایت دوقلوی دختر و پسری که برای اهداف سازمانی غیر دولتی و مافیایی دزدیده میشن! نمونه های مکملی که باید شرایط محیطی یکسانی و تجربه کرده باشن تا واکنش هر کدومشون توسط مجریان و اربابان خشن به انواع آزار و شکنجه های جسمی بررسی بشه و در اخر معلوم بشه مقامت بدنی کدوم یکی در برابر این شکنجه ها بیشتره؟! ولی آیا این فقط یک آزمایش ساده بدون هیچ دلباختگی باقی میمونه؟ ⨞ رمان حاوی الفاظ و صحنات رکیک و آزارجنسی میباشد.
بابونه دختری 18 ساله که نداشتن بکارتش رو از نامزدش ایاز پنهان میکنه تا اینکه ایاز.... ⨞ این رمان حاوی صحنه هایی هست که مناسب هر سنین نمیباشد.
ترانه ام..ترانه ی سرنوشت هوسباز، چطور بازیم داد و کشوندم به اینجایی که هستم..درست در آغوش تو..آغوشی که خیلی دیر و خیلی زود نصیبم شد...و من چقدر راضی از این بازی سرنوشت هستم. همه چی از ۱۶ سالگی شروع شد..تا نظرم بهت جلب شد رفتی و منتظرم گذاشتی، وقتی هم که اومدی اونی نبودی که من عاشقش بودم..شده بودی یه ارباب مغرور و خودخواه که ترانه هیچ جایی تو زندگیت نداشت.