خلاصهای در متن ارسالی ثبت نشده است.
دختری به اسم شفق پرستار یه بیمارستانه،اونجا با کامران یه پزشک جذاب و ثروتمند اشنا میشه،کامران از شفق خوشش میاد اما شفق نه تنها نسبت به کامران بلکه به همه مردا بی تفاوته و این سرسختیش باعث میشه کامران که خیلی درمورد ازدواج با شفق مصمم بوده،دست به کاری بزنه که شفق به اجبار باهاش ازدواج کنه و....
فاقد خلاصه ❌ خواندن این رمان به هیچ وجه به افراد زیر ۲۵ سال توصیه نمیشود و اگر سنتان کم است از خواندن آن پرهیز کنید.
راستش من دوسالی از برادرم کوچیک بودم..خوشتیپ هم بودم..تازه کارمند شده بودم25 سالم بودوان.فرمت.ناول_ با پدر مادرم در طبقه دوم یه واحد مسکونی ویلایی زندگی میکردیم..که طبقه اولشو بعد ازدواج داداشم در اختیار مهرداد و زنش شیلا گذاشتیم..از همون شب عروسی شیلا توجه خاصی بمن داشت..وان_فرمت_ناول.شیلا خیلی حش....ری نشون میداد..حتی یبار به حالت انفجاری رسیده بود..بش گفتم زن داداش جای خواهر آدمه..ولی تن و بدن دگ ای داشت......
رمان در مورد دختری که شوهرش میمیره و پدر شوهرش اونو به پسر دیگش فرهاد میده دختره باکره بوده...شب اول.. سختی هایی که تحمل میکنه و شوهرش زجرش میده و ....