حاصل یک شب هوس مردی قدرتمند و تجاوز به خدمتکاری بی گناه دختری شد به نام «ماهی» که تمام زندگی اش با نفرت لقب حروم زاده رو به دوش کشیده سردار آقازاده ای سرد و خشنی که آوازه هنرهایش در تخت سراسر تهران رو پر کرده بود در آخر سر نوشت دو آدم با هزاران تفاوت عاشقانه ای بی همتا رقم میزد.
ثمر دختر خوشگل و خوش هیکلی که بعد مرگ مادرش از خونه فرار میکنه و اسیر یه فاحــشه خونه میشه پدرش ثمر رو پیدا میکنه و به خونه برمیگردونه،درست زمانی که ثمر عاشق احسان میشه؛ شوهر خواهر ناتنیش بهش چشم داره و میخواد بهش تـجــاوز کنه که احسان و شهاب باهم درگیر میشن.بعد از مرگ شهاب، شاهین برادرش وارد داستان میشه که برای اعدام نکردن احسان از ثمر یه خواسته داره و اون هم همخوابش شدنه
من نوا هستم! دختر 19 ساله ی روستایی که به شهر میام. برای اینکه بتونم خرجمو در بیارم، خدمتکار مردی میشم که هیچکس از هویت واقعیش خبر نداره و همه اون رو با لقب آنیل میشناسن. هنوز یک هفته هم از استخدامم نگذشته که متوجه تمایلات جنسی و عجیب این مرد میشم. و ماجرا وقتی بدتر میشه که تو مهمونی جلوی کلی مرد هوسباز، من رو به عنوان برده جنسیش معرفی می کنه و ازم می خواد مجلسش رو گرم کنم...
فاقد خلاصه❌
با آخرین نت و رسیدن به نت آگمنت ...بازی تموم شد !اون هیچوقت وجود نداشت! چی میشه اگه بفهمی مردی که تا دیروز با بوسه ها و رد لباش رو تنت پیانو رو یادت میداد امروز دیگه حتی استاد پیانو هم نیست! اون عطر چوبی ،اون نگاه های آبی رنگ ،اون نور ضعیف شعله سیگار پارلیامنتی که تو تاریکی نیمه شب بین انگشتاش نگه میداشت ،لمس و نوازشای صورت و تب و تاب ماه پیشونیم از بوسه های پریشونی که از شروع سال اخر دبیرستان همیشه منو به اوج میرسوند دروغ بود؟ این نمایش ..این بازی خود جهنم بود !!یه جهنم پر از گلای زرد...