شیوا دختر زیبا و شیطونی هست که از قضا چشم خلافکار جذابی به نام شهرام دنبالشه اما اون به هیچ قیمتی حاضر نیست با این خلافکار وارد رابطه بشه تا اینکه.... مادر مجرد شیوا ازدواج میکنه و اون همراه مادرش به خونه ی جدید شوهر مادرش نقل مکان میکنه و اونجاست که در کمال ناباوری متوجه میشه شهرام ،همون خلافکار جذاب سمج،پسر شوهر مادرش هست!! پسری که هر شب به اتاق شیوا میره و وادارش میکنه باهاش..
از آغوش یه هیولا به آغوش یه قاتل افتادم..قاتلی که فقط با خشونت اشناست وقتی آلوده به دست های یه قاتل بشی،فقط بخوای تو دستای اون و توسط لب های اون لمس بشی،قاتل بیرحمی که جذابیت ازش منعکس بشه،زیبایی و قدرتش دهانت رو بدوزه و اون یا گردنت رو می شکنه یا تورو به نفس نفس می ندازه...به اوج نیاز...
ندارد❌
من آریان پارسیان، متخصص ۳۲ سالهی سکسولوژی از دانشگاه کمبریج انگلیسم. بعد از ده سال به ایران برگشتم. درست زمانی که خواهر ناتنیام در شرف ازدواج با دشمن خونیام بود. سایا خواهر ناتنی منه و ده سال قبل، وقتی خانوادمون با فهمیدن حاملگی سایا متوجه رابطهی مخفیانهی من و اون شدن مجبور شدم برم انگلیس. حالا من اینجاام، عشق سایا ذرهای توی دلم کم نشده. میگن ممنوعه، میگن بهم حرومه، همهی مردم و دوست آشنا فکر میکنن ما خواهر و برادریم اما فقط خانوادهی چهارنفرهی خودمون از اصل ماجرا خبر دارن. سایا به من حروم نیست. من میخوامش و هرکاری میکنم تا نامزدیاش رو بهم بزنم، حتی...
خلاصهای در متن ارسالی ثبت نشده است.