در مورد دختریه که بهش ت*جاوز شده وحالا چند سال هست از اون موقع گذشته و دوست برادرش قراره با شیوه های مخصوص به خودش دختر داستان رو معالجه کنه حالا این شیوه ها می باش...
دختر نوجوانی که برای اغفال کردن یه مرد سن دار، و متاهل، سالها آموزش دیده تا بتونه اونو به دام بندازه و نابودش کنه... اون یه کله خر، دیوونه و گنگستره . یه آدم کش وه پدرم رو کشته. من برگشتم که انتقامم رو ازش بگیرم. قراره شکارش کنم البته با....
ابیگل دختریه که فانتزی های تاریکی داره میخواد اونارو به واقعیت تبدیل کنه برای همین به شرکت ناتانیل میره و خودشو به عنوان مطیع (برده یا سرسپرده) معرفی میکنه و این شروع داستانشه باید دید تو زندگی سرد و تاریک و ارباب گونه ناتانیل جایی برای یه دختر رویایی با فانتزی های اطاعت، وجود داره یا نه اگر به سبک رمان های fifty shades علاقه دارید حتما مطالعه اش کنید .
داستان راجبه پسری هستش که بنا به دلایلی در تیمارستان بستری شده و متاسفانه هیچکسی نمیدونه مشکلش چیه و نمیتونه حریفش بشه چون فوق العاده پرخاشگره، تا اینکه...
هیچوقت فکر نمیکردم همچین چیزی ممکنه برای من اتفاق بیفته. اصلاً تصورش رو هم نمیکردم که یه دیدار اتفاقی، درست شب تولد هجدهسالگیم، میتونه کل زندگیم رو اینجوری زیر و رو کنه. حالا، من مالِ اونم. مالِ جولین. مردی که به اندازهای که بیرحمه، زیباست. مردی که لمسش وجودم رو به آتیش میکشه. مردی که مهربونیش برام از بیرحمیش هم ویران کننده تره.