ترانه ام..ترانه ی سرنوشت هوسباز، چطور بازیم داد و کشوندم به اینجایی که هستم..درست در آغوش تو..آغوشی که خیلی دیر و خیلی زود نصیبم شد...و من چقدر راضی از این بازی سرنوشت هستم. همه چی از ۱۶ سالگی شروع شد..تا نظرم بهت جلب شد رفتی و منتظرم گذاشتی، وقتی هم که اومدی اونی نبودی که من عاشقش بودم..شده بودی یه ارباب مغرور و خودخواه که ترانه هیچ جایی تو زندگیت نداشت.
خلاصهای در متن ارسالی ثبت نشده است.
دایانا بی نقص نیست ، او در آستانه چهل سالگی قرار دارد و یک شکست عاطفی عمیق را تجربه کرده ، او کتابداری با خصوصیات اخلاقی منحصر به فرد است که فکر می کند نمی تواند هیچ کاری را با موفقیت به پایان برساند اما بعد از آشنایی با امیرعلی ، مردی که در نظر او بی نقص جلوه کرده ، شروع به خیال پردازی می کند و... خوندنه این محتوا به افراد زیر 18 سال توصیه نمیشه❌ حاوی مکالمات و توصیفات خشن و جنسی
دختری به اسم ترسا متوجه میشه پدرش اهل ایران بوده و بعد فوت مادرش مهاجرت میکنه ایران که بفهمه کی بوده و ارث پدرش بگیره ولی یه ازدواج از پیش تعیین شده داره با پسرعموی هاتش ولی شانس باهاش یار نیست و یسری اتفاق ها میوفته.......
رعنا، مجموعه ی کوچک و روایت ساده ای از برش های زندگی و احساسات زنیست که آگاهانه و عاشقانه انتخاب کرده تا در بند معشوقش باشه. شاید به نظر بیاد این داستان بیش از حد خشن یا شهوانی است، اما اگر در نظر بگیرید که فقط به بخشی از زندگی چند ساله این زوج پرداخته شده نظرتون عوض خواهد شد...