دانلود رمان تجسد نوشته نسترن اکبریان و فاطمه عیسی زاده
نام رمان تجسد
نویسندگان: فاطمه عیسی زاده، نسترن اکبریان
ژانر: جنایی_طنز و عاشقانه
خلاصه رمان تجسد:
بوی گس تعفن، عطر تلخ مرگ و بوی نای تنهایی، مزاج بیحس زندگی را کر کرده بود. در فنجان عاری از سیاهی، فال دستان بیگناهی درآمده که چرکین به هرسو چنگ میانداخت. مرگ؛ واژهی نابی که در خانهای تنگ، میان دستان بیحسی که بلور اشک از انگشتانش غلتیده میشد، بدل به زندگانی بود و خواب؛ مصیبتی که وهله را برای شکار حقایق در صید نگاهی نگران، باز میکرد.
پای خواببازی که به میان میآمد، فریاد سکوتهای خفه در حنجره، حواس را کیشومات میکرد و افسار را به دست خوابگری میداد که نگاهش گیر نگاههای زخمخوردهی روزگار بود. ورق بُر خورد و قرعه به نام سرباز حاکم بر بازی افتاد که مشتش در گره کور طالعی نحس برده بود. ته این قرعه بالاتر از سیاهی بدل بود و سرش منتهی به تکگل ساقهشکستهای که گویا کلامش خفه در نگاههای پرحرفی بود که آفتاب، رنگ سکوت را به مردمکهای ترسیدهاش حکم میزد.
پروندهای خاص و عجیب در یک بیمارستان رواندرمانی در مادرید خبر از بیماری میدهد که درمانش غیرقابل ممکن است. پذیرش پرونده به دکتر کاملین، بهترین پزشک مرکز، سپرده میشود. او آغاز به درمان بیمار میکند، اما از هوش فوقالعاده و پیچیدگیهای بیمار بیخبر است. این پزشک وارد دنیای تاریکی میشود که هیچکس انتظارش را نداشت!
این داستان روایت عشق، جدایی، بازگشت و حقیقتی تلخ است…
نعنا و کیارش، زن و شوهری که با عشقی عمیق اما مشکلات فراوان از یکدیگر جدا میشوند. هر دو تصور میکنند که این پایان قصه است، اما سرنوشت نقشهی دیگری برایشان دارد…
🔻 ده سال بعد، دوباره ازدواج میکنند! اما کیارش دیگر آن مردی نیست که نعنا میشناخت… 💥 او تغییر کرده است. 💥 حیوانی درنده در وجودش زنده شده…
🎭 پشت این عشق قدیمی و وصال دوباره چه رازهایی پنهان است؟ 🔪 کیارش چرا تغییر کرده؟ 🔍 آیا این ازدواج دوم، راهی برای خوشبختی است یا سقوط به دنیایی تاریکتر؟
خلاصه کتاب:
نگار، دختری 20 ساله، برای تیغ زدن یک مرد پولدار وارد ماشین او میشود؛ اما غافل از آنکه این مرد رئیس باند مافیایی در دبی است و او را به سوگلی خود تبدیل میکند. همهچیز زمانی پیچیدهتر میشود که نگار به فواد، پسر شیخ، دل میبازد و یک رابطه عاشقانه و پنهانی میان آنها آغاز میشود. اما اوج داستان زمانی رخ میدهد که شیخ آنها را در لحظهای حساس غافلگیر میکند...
خلاصه کتاب:
رمان عشقی که تبخیر شد داستانی پیچیده و دراماتیک است که در آن عشق به دسیسهها و مشکلات خانوادگی و جنایی گرفتار میشود. مهتا و امیر دو شخصیت متفاوت از دو دنیای جدا از هم هستند که در زیر سایه قدرت و سلطه خانوادههایشان به هم میرسند. این داستان از دو طرف بسیار متفاوت از زندگی، درگیریها و فریبها تشکیل شده است که بالاخره باعث از بین رفتن عشق میان آنها میشود. با گذشت زمان، رمز و رازهایی که پشت این رابطه نهفته است، آشکار میشود و سوالات پیچیدهای درباره عدالت، انتقام و سرنوشت ایجاد میکند. رمان سرشار از تغییرات غیرمنتظره و پیچیدگیهای روانی است که خواننده را در مسیرهای مختلف هدایت میکند.