خلاصه کتاب:
💚 خلاصه رمان گیانم
سیتاوک، دختری جوان و وکیل حرفهای، پرونده قتلی مشکوک را در دست میگیرد. اما در راه حل این پرونده با خطراتی روبرو میشود که او را به چالش میکشد. در این مسیر، سیتاوک باید تصمیماتی بگیرد که به قیمت جانش تمام میشود. داستان روایتگر این است که چگونه یک فرد میتواند در دل مشکلاتی که از همه طرف او را احاطه کردهاند، با چالشهای درونی و بیرونی روبرو شود.
- 469 روز پيش
- مدیر سایت
- 51 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
سوهان را آهسته و با دقت روی ناخنهای نیکی حرکت داد و لاک سرمهایش را پاک کرد. نیکی مثل همیشه مشغول پرحرفی بود. موضوع صحبتش هم چیزی جز رابطهاش با بابک نبود. امروز از آن روزهایی بود که دلش حسابی پر بود. شاکی و پر اخم داشت غر میزد: "بعد از یه سال و خردهای هنوز میگه زوده، میگه شناخت. بابا به کی بگم من همینقدر کافیه برام... دارم به این نتیجه میرسم که اصلا قصد ازدواج نداره و اینا همه بهونهس!" چه خوب که ماسک روی دهان و بینیاش را پوشانده بود و پوزخند زدنش پیدا نبود. "به زور راضیش کردم امشب باهام بیاد مهمونی. کاش تو هم میاومدی. مگه تا ساعت چند اینجایی؟"
- 469 روز پيش
- مدیر سایت
- 38 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
شعله، دختری با استعداد و اصیل 16 ساله، در کلاسهای نویسندگی با استاد زال، مردی جوان و متشخص، آشنا میشود. او سخت در تلاش است تا در دانشگاه تهران پذیرفته شود. در این میان، شعله بهعنوان ویراستار در مجله استاد زال شروع به کار میکند.
بین این دو شخصیت، بحثهای طنزگونه و چالشهای زیادی شکل میگیرد که همگی در مسیر رشد و شناخت یکدیگر پیچیدهتر میشود. در ادامه، شعله با رئیس موسسه خیریهای آشنا میشود و این آشنایی مسیر جدیدی در زندگیاش ایجاد میکند.
- 469 روز پيش
- مدیر سایت
- 43 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
رمان مربوط به زندگی دختری است که نمیداند در همسایگیاش مردی دیوانه وار عاشق او شده و بدون در نظر گرفتن این موضوع همسر مردی میشود که غیرت و مردانگی برایش بیمعنی است. دختر حاجی نمیتواند با همچین مردی زندگی کند، به سراغ پسری که الان تمام آن عشق برایش حرص و نفرت شده میرود و …
- 469 روز پيش
- مدیر سایت
- 121 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
ماهک، دختری دبیرستانی، به شدت عاشق امیرعلی ستوده میشود. مردی که همه او را میشناسند و اسمش موجب احترام است. امیرعلی تا به حال هیچ دختری را به دل و تختش راه نداده است، اما ماهک با سادگی و جذابیت طبیعیاش از مدتها قبل قلب امیرعلی را تسخیر کرده و خود از آن بیخبر است.
ماهک، دختری که از مردان و لمس شدن توسط آنها میترسد، اکنون رویای آغوش امیرعلی را در سر دارد. زمانی که زمان آغاز رابطه عاشقانهاشان میرسد، برای هم ممنوع میشوند. حالا نوبت به ماهک میرسد تا ترسهایش را کنار بگذارد و هر کاری برای بدست آوردن عشقش انجام دهد، حتی اگر این به بهایی سنگین باشد.
- 469 روز پيش
- مدیر سایت
- 44 بازدید
- 0 کامنت