خلاصه کتاب:
💚 خلاصه رمان چتری برای پروانه ها
سایه، دختری که با عشق و علاقه مادرش حمیرا را دوست دارد، ناگهان با خبری شوکهکننده روبهرو میشود. حمیرا تصمیم به ازدواج مجدد با مردی به نام داریوش گرفته و برای این کار به رضایت سایه نیاز دارد. اگرچه سایه در نهایت رضایت میدهد، اما رفتارهای مشکوک داریوش او را به وحشت میاندازد؛ آیا داریوش نیت شومی نسبت به سایه دارد؟
برای فرار از این شرایط و بههمنریختن شادی مادرش، سایه تصمیم میگیرد ازدواج کند. فرهاد، پسر آقای معدلی، که مردی ثروتمند اما سرد و بیروح است، خواستگار او میشود. اگرچه فرهاد مانند یک مجسمه سنگی به نظر میرسد، سایه همچنان مسیر دشواری را در پیش دارد که پر از رازها و تغییرات احساسی است.
- 474 روز پيش
- مدیر سایت
- 22 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
خلاصه رمان معمر
دانلود رمان معمر... این رمان داستان پیرمردی، در میان شوریدگی از جنس نفرت، قلب فرتوتش زیر آواری از خاطرات تلخ گذشته شکسته شده! با هجوم یک اتفاق ناگهانی به راحتی استشمام میکند بوی تعفن و رغبت انگیز عشقی کهنه را؛ اما دروازهی قلبش قفلی دارد از تبار کهنگی که هیچکس توان عبور از آن را ندارد. بلکه شاید باشد چشمان شهلایش کلید همان دروازه خاک خورده…
- 474 روز پيش
- مدیر سایت
- 11 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
رمان تژگاه داستان زندگی دختری به نام آرام است، دختری مستقل، قوی و مغرور که برای گرفتن انتقام مادرش، وارد دنیای تاریک شرکت "تیموری" میشود. اما در این مسیر، آرام نهتنها با پدر خانواده که مسئول قتل مادرش است، بلکه با معراج، پسر او، مواجه میشود. مردی جذاب، غیرتی و البته خطرناک که گذشتهای پنهان و پیوندی عمیق با سرنوشت آرام دارد. این داستان پر از چالشهای احساسی، توطئه و عشق است.
- 476 روز پيش
- مدیر سایت
- 371 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان آگاپه... میرزا محراب خان ملکان با وجود اینکه در آستانهی سی سالگیه اما یه شهر رو اسمش قسم میخورن چون یار و یاور همهست. دلش بند دختریه که از هرچی مرد مذهبیه متنفره… به خاطر فرار از دست میرزا محراب خان، خودشو به دست یه مرد ۴۰ساله میسپاره و سهرابِ تازه از فرنگ برگشته، به گلاره دست درازی میکنه و اینجاست که گلاره مجبور میشه زنِ میرزا محراب بشه. محرابی که خبر نداره چی به سرش اومده اما وقتی میفهمه گلاره …
- 513 روز پيش
- مدیر سایت
- 60 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان دیوار آهنی. ریما، دختری که به خاطر اتفاقی بیارزش و پوچ از خانوادهاش طرد شده، اتفاقی که در آن بیگناهترین فرد، خودش است.
او حالا پرستار کودکی کوچک میشود، اما... پدر آن کودک چه کسی است؟!
پدری که عشق قدیمی و فراموشنشدنی ریماست!
- 523 روز پيش
- مدیر سایت
- 84 بازدید
- 0 کامنت