دانلود رمان PDF | دانلود رمان های بدون سانسور | دانلود رمان عاشقانه ایرانی
دانلود رمان های عاشقانه ایرانی و خارجی با فرمت پی دی اف PDF

خلاصه کتاب: دانلود رمان اسارت بی پایان... حلما سه روز قبل از عقدش به تولد صمیمی‌ترین دوستش می‌ره و اونجا حسابی نوشیدنی می‌خوره. پلیس همه رو دستگیر می‌کنه و آبروی نامزدش و حاجی باباش می‌ره. برخلاف تصورِ حلما، امیریل حاضر نمیشه عقد رو بهم بزنه و هردو با هم...

  • 532 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 160 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب: دانلود رمان تعبیر بیداری.حَوا می‌میرد. قلبش از کار می‌ایستد و از خواب بیدار نمی‌شود. فرزندانش جمع می‌شوند دور هم، فرزندانی که از او زخم خورده‌اند؛ آدم‌هایی که حالا نمی‌دانند بابت مرگ او چه حسی باید داشته باشند. آن‌ها می‌خواهند گذشته را با حوا دفن کنند، اما افشای رازها به آن‌ها می‌فهماند که هرگز نمی‌شود گذشته را دفن کرد...

  • 532 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 27 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب: دانلود رمان هومورو... روایت دختری ساده و از جنس مهربانی که با تمام محدودیت‌ها و ترس‌هایش می‌خواهد از قفس و حصاری که خانواده و تفکرات سنتی برایش ساخته‌اند بیرون بیاید. پنهانی تلاش برای زندگی کردن و مستقل شدن می‌کند، اما سرنوشت جوری رقم می‌خورد که وارد زندگی مردی می‌شود که درست نقطه مقابل خودش است. عشق را تجربه می‌کند و به او تکیه می‌کند، اما همان لحظه پرده از حقیقتی تلخ برداشته می‌شود و طی اتفاقاتی کاملاً غیرمنتظره، کم‌کم درگیر مشکلات بزرگی می‌شود…

  • 532 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 26 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب: دانلود رمان حوالی این شهر... صدای داد و فریاد مرد ستون‌های خانه را می‌لرزاند. زن ترسیده کنارش رفت: عزیزم، آروم. - یه هفته‌ست ازش خبری نیست. - شاید براش اتفاقی افتاده! - نمی‌بینی تو نامه چی نوشته؟ آب دهانش را قورت داد، می‌دانست! متن نامه را از بر بود… دخترش رفته بود تا عاشقی کند و وای به روزشان اگر این عشق خطا می‌رفت! - عزیزم… - اون دختر خرابت زیر دست تو خراب شد. آهی کشید؛ وقتی شاگرد اول مدرسه بود، دخترِ عزیزم خطاب می‌شد و حالا شده بود دخترِ خرابش. - با اون پسره‌ی الدنگ فرار کرده. - صداتو بیار پایین، همسایه‌ها می‌شنون. مرد با نفرت به همسرش زل زد…

  • 533 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 4 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب: دانلود رمان حوالی این شهر... صدای داد و فریاد مرد ستون‌های خانه را می‌لرزاند. زن ترسیده کنارش رفت: عزیزم، آروم. - یه هفته‌ست ازش خبری نیست. - شاید براش اتفاقی افتاده! - نمی‌بینی تو نامه چی نوشته؟ آب دهانش را قورت داد، می‌دانست! متن نامه را از بر بود… دخترش رفته بود تا عاشقی کند و وای به روزشان اگر این عشق خطا می‌رفت! - عزیزم… - اون دختر خرابت زیر دست تو خراب شد. آهی کشید؛ وقتی شاگرد اول مدرسه بود، دخترِ عزیزم خطاب می‌شد و حالا شده بود دخترِ خرابش. - با اون پسره‌ی الدنگ فرار کرده. - صداتو بیار پایین، همسایه‌ها می‌شنون. مرد با نفرت به همسرش زل زد…

  • 533 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 21 بازدید
  • 0 کامنت
موضوعات
درباره سایت
رمان vip مرجع دانلود و خرید رمان های ممنوعه، رمان های بدون سانسور، رمان های اروتیک، رمان های بزرگسال، رمان های کمیاب، رمان های ایرانی، دانلود رمان های عاشقانه pdf و خرید پی دی اف رمانه.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان PDF | دانلود رمان های بدون سانسور | دانلود رمان عاشقانه ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.