دانلود رمان PDF | دانلود رمان های بدون سانسور | دانلود رمان عاشقانه ایرانی
دانلود رمان های عاشقانه ایرانی و خارجی با فرمت پی دی اف PDF

خلاصه کتاب:

دانلود رمان شاه و نواز... شاه آیهان مردی که به واسطه‌ی گذشته اش تبدیل به آدمی شده که برای قدرت و ثروت پا رو هر چی گذاشته تا یه آدم مشهور و موفق بشه؛ تا حدی که همه بهش لقب “شاه” میدن. برای رسیدن به این موقعیت به نواز که سال ها دوستش بوده هم رحم نمی‌کنه و ازش سواستفاده می‌کنه. اما نواز به تحریک پسری که تازه وارد زندگیش شده تصمیم می گیره آیهان رو بکشه اما موفق نمی‌شه و نواز به شکل بدتری در دام آیهان میفته… آیهان برای انتقام کاری با نواز می کنه که …‌

 

  • 553 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 16 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب: دانلود رمان نه سیاه بود نه سفید... دختری از جنس حریر… نرم و نازک… دختری حساس و لطیف… دختری ساده و مهربان… عاشق نمی شود اما وقتی که می‌شود زندگی اش در عرض ثانیه ای کن فیکون می شود بوسیله دستان مردی که به بهانه‌ عاشقی جانش را می‌ستاند.. تاوان می‌دهد.. تاوان خیانت مادر.. دردها و غصه ها رو تنها برای خود می‌خرد تا خانواده اش از هم نپاشد… انگ بدی را به جان میخرد تنها برای خراب نشدن آینده‌ برادر.. دخترک نرم و نازک به فکر همه است الا خودش…

  • 554 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 80 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب: دانلود رمان نه سیاه بود نه سفید... دختری از جنس حریر… نرم و نازک… دختری حساس و لطیف… دختری ساده و مهربان… عاشق نمی شود اما وقتی که می‌شود زندگی اش در عرض ثانیه ای کن فیکون می شود بوسیله دستان مردی که به بهانه‌ عاشقی جانش را می‌ستاند.. تاوان می‌دهد.. تاوان خیانت مادر.. دردها و غصه ها رو تنها برای خود می‌خرد تا خانواده اش از هم نپاشد… انگ بدی را به جان میخرد تنها برای خراب نشدن آینده‌ برادر.. دخترک نرم و نازک به فکر همه است الا خودش…

  • 554 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 163 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب:

دانلود رمان سوگلی ارباب...  بوسه‌‌ای رو گردنم زد، سرم رو عقب کشیدم و گفتم: – بهم دست نزن ارباب! من نمی‌خوام! نه شمارو نه این ازدواج کوفتی و مسخره رو!

دستش رو روی چونم گذاشت و آروم فشار داد… – تو غلط می‌کنی من رو نخوای پرنسس کوچولو! خواستم مخالفت کنم که…

  • 556 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 527 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب: دانلود رمان کلاف... من مهرزادم… سرکش… مغرور… از خودراضی… با دختر ساده و بچه‌ سالی به اسم آمین ازدواج کردم تا با فشار آوردن به اون خانواده ام رو به ازدواج با معشوقه‌ی متاهلم راضی کنم. ان قدر اذیتش کردم تا رفت… ازدواج کرد… اما قبل این که شوهرش فرصت کنه بدستش بیاره من دست به کار شدم… اسمم رو با نطفه‌ام رو روی تنش امضا کردم… آمین تا ابد مال منه

  • 556 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 86 بازدید
  • 0 کامنت
موضوعات
درباره سایت
رمان vip مرجع دانلود و خرید رمان های ممنوعه، رمان های بدون سانسور، رمان های اروتیک، رمان های بزرگسال، رمان های کمیاب، رمان های ایرانی، دانلود رمان های عاشقانه pdf و خرید پی دی اف رمانه.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان PDF | دانلود رمان های بدون سانسور | دانلود رمان عاشقانه ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.