خلاصه کتاب:
شایسته نفیسی دختر بزرگ شده در یک خانواده متعصب سعی داره راهشو از اونا جدا کنه و با پسرهای گوناگونی دوست میشه و در این بین برادر او متوجه این قضیه میشه و شایسته رو وادار به....
- 513 روز پيش
- مدیر سایت
- 21 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
جمیله خیلی بلند پروازه و از وضعیت زندگیش راضی نیست. اون به دلایلی از پلیس می ترسه و ازشون دوری می کنه. سعی می کنه با پسرهای پولدار دوست بشه و خودش رو به اونا پارلا معرفی می کنه و همه ی تلاشش اینه که دلشون و به دست بیاره. یه روز به طور اتفاقی با سیاوش آشنا می شه که یه پلیسه… پارلا از اون خیلی می ترسه و فکر می کنه که سیاوش همه جا دنبالشه و اونو زیر نظر داره. تا این که متوجه می شه سیاوش برای یک ماموریت پلیسی روی اون حساب باز کرده…
- 513 روز پيش
- مدیر سایت
- 2 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
میگویند توبهی گرگ مرگ است! بهراد افشار همان گرگی بود که میبایستی سرانجاماش مرگ باشد و بس. مردی که باغ وحش کاملی را در خود داشت، گرگ صفتی که بقایی برای کسی نداشت، مار خوش خط و خالی که همچون خفاش، خونخوارِ قهاری بود و این روباه حیلهگر موشِ موذی و کثیفیست که در تیز بودناش به عقاب شهرت دارد. بهراد قانونهای زیادی را دور زده است، ولی نقابها که بیافتند و پرده از حقایق برداشته شود؛ صفحهی جدیدی از باورها به نمایش میایستد!
- 513 روز پيش
- مدیر سایت
- 7 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
ده دوست صمیمی اما با یک خاطرهی بد، بعد از ده سال دوری دور هم جمع میشن. سفر میتونه روزهای قشنگی رو براشون بسازه. برای خاطره بازی، دوباره پیدا کردن همدیگه. اما هیچ کدوم نمیدونن در این سفر چه چیزی انتظارشون رو میکشه. اتفاقاتی که باعث میشه همهی اونها انگشت اتهام به سمت همدیگه بگیرن ولی....
- 513 روز پيش
- مدیر سایت
- 3 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
نازنین دختری از خانوادهای معمولی که طی همکاری با پلیس وادار میشه تا به زندگی پارسا، پسری از خانوادهای ثروتمند و پر رمز و راز وارد بشه، غافل از اینکه تمام این اتفاقات هر چقدر برای نازنین حکم بازی داره برای پارسا جدیه تا جایی که....
- 513 روز پيش
- مدیر سایت
- 9 بازدید
- 0 کامنت