
نام رمان: آبادیس
نویسنده: نگار مقیمی
ژانر: عاشقانه، اجتماعی، معمایی
فرمت: PDF
تعداد صفحات: حدود ۱۴۰۰ صفحه
مناسب برای: موبایل، تبلت، لپتاپ، کامپیوتر، آیفون و تمام دستگاههای دیجیتال
شخصیتهای اصلی: آرنواز و آبادیس
رمان آبادیس داستان دختری به نام آرنواز است؛ دانشجوی ارشد علوم اجتماعی که برای پایاننامهاش و عمل به وصیت پدرش، به روستایی تاریخی سفر میکند. اما این سفر آغازیست بر یک ماجرای عجیب و غمانگیز؛ آبادیس که با نام مستعار رعشه شناخته میشود، شکارچیای وحشی و مرموز است که شب اول حضور آرنواز، او را میرباید و به ازدواج اجباری با خود وادار میکند.
ازدواجی خشن، اجباری و همراه با رازهایی که از گذشتهی هر دو شخصیت پرده برمیدارد و به مرور، زندگی آنها را به طرز غیرقابلتصوری متحول میکند.

شیرین داستان زندگی عاشقانهی خود را با یک بازی بچهگانه شروع میکند که استارتش از کودکیاش خورده است. در کشمکش عشق و لجبازی، عیار عشق واقعی سنجیده میشود، اما وقتی برای غیرتی کردن علی، از فرد نالایقی به اسم کامران استفاده میکند، ماجراهایی شکل میگیرد که دنیایش را به برزخ میکشاند…

آیلار آتشین، دختری با اعتمادبهنفس بالا و قدرتطلب، برای اینکه بیکار نماند، نیمی از سهام یک شرکت نرمافزاری را میخرد. بدون معرفی خود به عنوان سهامدار، بهعنوان نماینده وارد شرکت میشود. اما مدیر شرکت که از فروش سهام بیاطلاع است، نه تنها او را نمیپذیرد، بلکه تلاش میکند هر طور شده اخراجش کند و مستقیماً با سهامدار اصلی وارد مذاکره شود. این تقابل به یک جنگ روانی و احساسی میان آنها تبدیل میشود که...

داستانی مملو از ماجراجویی، رمز و راز و لحظات هیجانانگیز! چند دختر اشرافزاده در جریان یک سفر دریایی، توسط دزدان دریایی ربوده میشوند. اما برخلاف انتظار، پس از ده روز موفق به فرار میشوند.
در اقدامی شجاعانه و غیرمنتظره، آنها به جای بازگشت به خانه، تصمیم میگیرند مدتی به عنوان دزد دریایی در اقیانوس زندگی کنند! این تصمیم، آغاز ماجراهایی هیجانانگیز، پررمز و همراه با چالشهای خطرناک خواهد بود.

سوفیا شایگان، دختری با اعتماد به نفس بالا و زبانی تند، مدیر رستورانیست به نام تشریفات که متعلق به پدرش است. همه چیز روال معمول خودش را دارد تا اینکه یک رستوران لوکس و مدرن در روبروی آن افتتاح میشود. اما صاحبان جدید این رستوران غریبههایی معمولی نیستند!
رقابتی جذاب، اتفاقاتی مشکوک، و حسهایی پیچیده بین سوفیا و پسر جوانی به نام با مداد فرهمند شکل میگیرد...
تشریفات فقط نام یک رستوران نیست؛ صحنهای است برای تقابل عقل و دل، قدرت و عشق!