خلاصه کتاب:
رمان گرگاس داستان موجوداتی نیمهانسان و نیمهحیوان به نام گرگاسها را روایت میکند که در دنیایی پر از راز و معما زندگی میکنند. این موجودات از نظر ظاهری بسیار جذاب و کاریزماتیک هستند اما رفتاری غیرقابل پیشبینی دارند. آنها به شدت نسبت به انسانها احساس تنفر دارند و با حمله به آنها وارد نبرد میشوند. در این میان، شخصیتهایی مانند بوراک، کیهان و الیف با هم درگیر هستند و در حالی که با مرگ و انتقام دست و پنجه نرم میکنند، داستان به شکل هیجانانگیزی پیش میرود.
در یکی از فصول داستان، الیف که در شوک از مرگ بوراک قرار دارد، به شدت ناراحت است و نمیتواند باور کند که او دیگر در میانشان نیست. در این زمان، کیهان که از همه چیز باخبر است، سعی در آرام کردن آسو دارد، اما آسو از اینکه او از ابتدا سکوت کرده و از وضعیت واقعی بوراک مطلع بوده است، خشمگین است. این بحرانهای احساسی و انتقامی در کنار رازهای مرموز، داستان را پر از هیجان و درام کرده است.
- 614 روز پيش
- مدیر سایت
- 301 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
💚 خلاصه رمان گیانم
سیتاوک، دختری جوان و وکیل حرفهای، پرونده قتلی مشکوک را در دست میگیرد. اما در راه حل این پرونده با خطراتی روبرو میشود که او را به چالش میکشد. در این مسیر، سیتاوک باید تصمیماتی بگیرد که به قیمت جانش تمام میشود. داستان روایتگر این است که چگونه یک فرد میتواند در دل مشکلاتی که از همه طرف او را احاطه کردهاند، با چالشهای درونی و بیرونی روبرو شود.
- 614 روز پيش
- مدیر سایت
- 75 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
سوهان را آهسته و با دقت روی ناخنهای نیکی حرکت داد و لاک سرمهایش را پاک کرد. نیکی مثل همیشه مشغول پرحرفی بود. موضوع صحبتش هم چیزی جز رابطهاش با بابک نبود. امروز از آن روزهایی بود که دلش حسابی پر بود. شاکی و پر اخم داشت غر میزد: "بعد از یه سال و خردهای هنوز میگه زوده، میگه شناخت. بابا به کی بگم من همینقدر کافیه برام... دارم به این نتیجه میرسم که اصلا قصد ازدواج نداره و اینا همه بهونهس!" چه خوب که ماسک روی دهان و بینیاش را پوشانده بود و پوزخند زدنش پیدا نبود. "به زور راضیش کردم امشب باهام بیاد مهمونی. کاش تو هم میاومدی. مگه تا ساعت چند اینجایی؟"
- 615 روز پيش
- مدیر سایت
- 48 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
شعله، دختری با استعداد و اصیل 16 ساله، در کلاسهای نویسندگی با استاد زال، مردی جوان و متشخص، آشنا میشود. او سخت در تلاش است تا در دانشگاه تهران پذیرفته شود. در این میان، شعله بهعنوان ویراستار در مجله استاد زال شروع به کار میکند.
بین این دو شخصیت، بحثهای طنزگونه و چالشهای زیادی شکل میگیرد که همگی در مسیر رشد و شناخت یکدیگر پیچیدهتر میشود. در ادامه، شعله با رئیس موسسه خیریهای آشنا میشود و این آشنایی مسیر جدیدی در زندگیاش ایجاد میکند.
- 615 روز پيش
- مدیر سایت
- 54 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
رمان مربوط به زندگی دختری است که نمیداند در همسایگیاش مردی دیوانه وار عاشق او شده و بدون در نظر گرفتن این موضوع همسر مردی میشود که غیرت و مردانگی برایش بیمعنی است. دختر حاجی نمیتواند با همچین مردی زندگی کند، به سراغ پسری که الان تمام آن عشق برایش حرص و نفرت شده میرود و …
- 615 روز پيش
- مدیر سایت
- 132 بازدید
- 0 کامنت