خلاصه کتاب:
دختری به نام رها در خانوادهی مذهبی که برای دختر ارزش زیادی قائل نیستن به دنیا اومده. روزی که قراره به زور اون رو به یکی بدتر از پدرش شوهر بدن با یکی از پسرایی که باهاش تو تئاتر کار میکرده فرار میکنه. کم کم رها به اون پسر دل میبنده غافل از اینکه اون پسر رها رو به جای بدهیش به یه گروه قاچاقچی میفروشه. به مردی که بهش میگن بی افندی. سرکرده باند مخوف و کثیفی که به خاطر شناخته نشدنش، ابهتش، مقامش معروف شده به بیافندی. در حالی که رها در چنگال بی افندی اسیره مردی که خوب رها رو می شناسه ولی رها شناختی ازش نداره دنبالش میگرده. کسی که تو بچگی به عقد هم در اومده بودن و رها از اون بیخبره. پسر عمویی که از جنس غیرت و عشقه و درپی این دختر کوی به کوی میگرده. حالا کدوم در این راه پیروز میشه؟ قدرت عشق کدوم مرد بالاتره؟؟
- 514 روز پيش
- مدیر سایت
- 19 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
سرگرد اهورا پناهی، مأموری بسیار سرسخت و حرفهای از رستهی اطلاعات، به طور اتفاقی توسط پسرخالهاش درگیر پروندهی قتلی میشود. او که در این راه اهداف شخصی و انتقام بیست سالهاش را هم دنبال میکند، به دنبال تحقیقات در رابطه با پرونده، مجبور با شراکت با دختری میشود که در ادامهی این شراکت اتفاقات ریز و درشتی برای هر دو پیش میآید و...
- 514 روز پيش
- مدیر سایت
- 2 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
شاهکار احتشام مردی مستبد و با ابهتی که مشهور ترین مدل بین المللی جهان و سرپرستی گروه بزرگ مافیایی را با عنوان والامقام زیر نظر شکوهی اداره میکند، طی همدستی غزال احمدی ستوان یکم اداره آگاهی برای خرید سهام شرکت اسکورت سرویس، زنی با نام لیلیث را برای آشنایی با او و قانع کردن برای خرید سهام با نقشه به شاهکار احتشام نزدیک میکند.لیلیث زنی زیبا و با ذکاوت فرزند حاج محسن تاجر فرش که پس از فوتش اتفاقات عجیبی را برای دخترش رقم زد.اما شکوهی نقشه جدیدی داشت و ...!
- 514 روز پيش
- مدیر سایت
- 2 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
پناه دختری نخبه که بدبیاری و بدبختی سایه به سایه همراهش است. دختری که غرق دنیای دخترانه خودش است ولی سرنوشت برایش بد مینویسد. امثال آدمهایی که روزگار بهرسم همیشگی پر پروازی برایشان باقی نگذاشته و آنها را دستخوش حوادث خودش میکند...
- 514 روز پيش
- مدیر سایت
- 14 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
در مورد دو تا خواهر دو قلو به نام ها ناتاشا و نیوشاست که هر دو ستوان ارتش هستند و برای ماموریتی عازمه افغانستان می شوند. در آنجا ناتاشا عاشق یه سردار می شه به اسم هاکان و همینطور هم نیوشا عاشق یه سرهنگ ایرانیه به اسم سرهنگ امینی
ماجرا هایی طی عملیات ها در افغانستان شکل می گیره که این 4 نفر به عشقشون اعتراف می کنند...
- 514 روز پيش
- مدیر سایت
- 2 بازدید
- 0 کامنت