خلاصه کتاب:
دانلود رمان یک تو... سر و صدایی که به یکباره از پشت سرش به گوش رسید، نگاهش را که دقایقی بود به میز چسبیده بود، از آن جدا کرد و با کسالت چرخاند. پشت سرش، چند متر آن طرفتر، دوستانش با خوشحالی سرگرم بازیای بودند که هر شب او در کنار میز خود ترتیب میداد. اما امشب برخلاف تمام شبهایی که او خودش دوستانش را برای بازی جمع میکرد، نه حوصلهی بازی محبوبش را داشت و نه دوستانی که بدون گفتن کلمهای حال ناخوش امشب او را درک کرده بودند و او را با خودش و جشن کوچکی که روی میز برای خود ترتیب داده بود تنها گذاشتند…
- 670 روز پيش
- مدیر سایت
- 63 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان آسمانی به سرم نیست... دقایق طولانی میگذشت؛ از وقتی که زنگ را زده بودم. خبری از تو نبود و کم کم داشتم فکر میکردم که شاید منصرف شدهای و با این غیبت داری پیشنهاد عجیبت رو پس میگیری. کم کم داشتم به برگشتن فکر میکردم. تصمیم گرفتم دوباره زنگ بزنم و اگر باز هم پاسخی نداد، برگردم؛ که ناگهان در را باز کردی… در را باز کردی؛ و اولین چیزی که به چشمم خورد، آشوب درون چشمانت بود. ای کاش چشمهای تو را نمیدیدم؛ به نظرم زهرآگینترین شهدهای روی زمین بودند آن دو گوی اسرارآمیز و وحشی…
- 670 روز پيش
- مدیر سایت
- 195 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان فرشتگی... در رمان فرشتگی، شخصیت اصلی برای بهدست آوردن قلب خانزاده، سر خود را در قمار گذاشت. او فکر نمیکرد بزرگترین شکست زندگیاش زمانی رخ دهد که دل کسی را ببرد که به او گفته بود عاشقش است. اما ماجرا به همین جا ختم نمیشود؛ چون خانزاده هم نمیدانست که خون او با جنین برادرش در رگهای او جریان دارد. این داستان، پرده از رازهایی برمیدارد که زندگی شخصیتها را به چالش میکشد و آنها را در مسیری پر از تضاد و تصمیمات سخت قرار میدهد.
- 670 روز پيش
- مدیر سایت
- 32 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان فریحا... رمان فریحا داستان زندگی دختری با گذشتهای تلخ است؛ دختری که مادرش از خانواده جدا شده و پدری الکلی و بیخانمان دارد. فریحا، که هیچکس او را نمیپذیرد و از سوی همه طرد شده، با دنیایی پر از غم و تنهایی دستوپنجه نرم میکند. اما او تسلیم نمیشود. در میان این تاریکیها، عشق به بازیگری برایش همچون روزنهای از امید است. این داستان، سفری به عمق احساسات دختری است که برای ساختن دنیای خودش تلاش میکند.
- 670 روز پيش
- مدیر سایت
- 60 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان مادمازل.. من کاترین هانسلم، دختر دورگهٔ روسی-ایرانی. تنها یک عضو از خانوادهام باقی مانده بود؛ آن هم نانا، خالهٔ تنهای من. اما همهچیز وقتی پیچیده شد که وارد دانشگاه شدم و با استاد ادبیات، آریا وثوق، آشنا شدم.
او مرموز بود، ساکت و موذی، اما پشت آن چهرهٔ بهظاهر آرامش رازهایی نهفته بود.
مثلاً چه به روز راضیه، نامزد سابق آریا، آمده بود؟
چه کسی خبر دارد؟ همه یا هیچکس؟
اگر همه خبر دارند، پس چرا هیچچیز به روی خودشان نمیآورند؟
- 670 روز پيش
- مدیر سایت
- 67 بازدید
- 0 کامنت