دانلود رمان PDF | دانلود رمان های بدون سانسور | دانلود رمان عاشقانه ایرانی
دانلود رمان های عاشقانه ایرانی و خارجی با فرمت پی دی اف PDF

خلاصه کتاب:

دانلود رمان پنجره فولاد... تاوان عشق را دل ما هرچه بود داد چشم انتظار باش در این ماجرا توهم…!!!

  • 730 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 324 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب: دانلود رمان مسجون... یاس ادیب برای جلوگیری از فاش نشدن بزرگترین راز زندگی‌اش تن به یک ازدواج اجباری با پاشا زرین می‌دهد که در نخستین شب زندگی‌ مشترکشان شاهد رفتارها عجیب‌تری از پاشا می‌شود! در واقع به نظر می‌رسد پاشا زرین از آزار دادن زن‌ها لذت می‌برد!

  • 730 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 155 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب: دانلود رمان به سبک من... عالیه اعتباری دختری معمولی از یک خانواده معمولی بود.. تا اینکه مدرسه‌ش عوض میشه و زنجیره‌ی زندگیش با پاره شدن زنجیر یک دوچرخه، از نظم خارج میشه… دوچرخه‌ای که برای علیرضا امجد بود! عشقِ عالیه چهارده ساله و علیرضای بیست ساله رو، بزرگسالی به نفرت تبدیل میکنه؛ وقتی که پای علیرضا رو سمت خطا و خیانت می‌کشونه و دل عالیه رو می‌ رنجونه… حالا عالیه بیست و پنج سالشه، تمام گذشته و حتی…

  • 730 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 52 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب: دانلود رمان آقای گارسیا... اون جذاب، بزرگتر و محتاطه. از همون لحظه‌ی اولی که چشمامون با هم قفل شد می‌دونستم پر از مشکله. سرکارم باهاش ملاقات کردم، روز اولی بود که باریستا شده بودم. اون لبخند زد و من ذوب شدم… سپس قهوه‌‌ای که درست کردم رو مزه کرد و بخاطر طعم بدش انداختش دور. دوباره روز بعد و روزهای بعد اومد. از قهوه‌هام متنفر بود اما مدام برمی‌گشت. بازیشو میدونستم. به قهوه‌ام می‌گفت مرگی توی فنجون. و من بهش می گفتم هدیه‌ای از طرف خدا برای زن‌ها….

  • 730 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 118 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب: دانلود رمان آقای اسپنسر... اون جذاب و بزرگ‌ بود. در تموم انگلیس بدترین شهرت رو داشت. با تمام مدل‌ها و بازیگرهای مشهور قرار میذاشت و به یه زن‌باز شیاد معروف بود. اولین ملاقاتمون توی یه عروسی بود جایی که اون من رو تا بیرون تعقیب کرد. دومین ملاقاتمون منجر به دعوایی بزرگ شد که آخر سر از خونه‌ام بیرونش کردم. سومین ملاقاتمون، وقتی بود که من به یه قرار کورکورانه رفتم. وقتی از اون ‌طرف میز یه جفت چشم آبی آشنا رو که روبروی دوستم نشسته بود دیدم سوپرایز شدم….

  • 730 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 62 بازدید
  • 0 کامنت
موضوعات
درباره سایت
رمان vip مرجع دانلود و خرید رمان های ممنوعه، رمان های بدون سانسور، رمان های اروتیک، رمان های بزرگسال، رمان های کمیاب، رمان های ایرانی، دانلود رمان های عاشقانه pdf و خرید پی دی اف رمانه.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان PDF | دانلود رمان های بدون سانسور | دانلود رمان عاشقانه ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.