خلاصه کتاب:
دانلود رمان عشقی به رنگ دریا
دختری پر از عشق و شادی پر از محبت و سرزندگی عاشقانه به عقد کسی در مییاد که عاشقشه ولی... مردی پر از شیطنت پر از لحظه های
نابی که برای دختر مطلقه داستانمون میسازه!
- 616 روز پيش
- مدیر سایت
- 16 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
سمیرا که مادر خودش رو از دست داده و با پدر معتاد و خواهر خودش زندگی می کنه، پدرش فوت می کنه و برای درآوردن مخارج زندگیش دست به دزدی می زنه، تا اینکه توی یکی از دزدی هایی که انجام میده فرزاد پلیس آگاهی ...
- 616 روز پيش
- مدیر سایت
- 35 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
نیلین دختری است که بعد از ده سال از هلند به ایران برمیگردد.
دختری زیبا که چشمهای آبیِ زیبایش را از مادربزرگ پدریاش که هلندی است به ارث برده است. برای پایاننامهی فوق لیسانساش در رشته هنر آماده میشود و عاشق نقاشی است.
قرار است دو هفته ایران بماند و برگردد اما با دیدن برادر دوست صمیمیاش دیوانهوار عاشق میشود و تمام برنامههایش عوض میشود.
حامی پسری است که دکترای مدیریت دارد و شرکت بزرگ خودش را راهاندازی کرده است. حرف- حرفِ خودش است و با کسی شوخی ندارد. از اینکه برادرش بیشتر وقتش با نیلینِ چشم آبی میگذرد شاکی است و برای سر به راه کردن برادرش به نیلین نزدیک میشود.
داستان نیلینِ آزاد و بیمرز و حامیِ پر از باید و نباید پر از بالا و بلندی است و البته عشق همیشه چارهساز است.
اولین باری که دیدمش یک چهارشنبه بهاری، مهمانی پوریا بود.
یک بهار، یک چهارشنبه و یک مهمانی معمولی که شروعی بود برای من تا طعم واقعی زندگی را حس کنم.
طعم شیرین عشق و تمام سختیهایش را.
بالا و پایینهایش را.
معنای حقیقی جملهی "که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها"
- 616 روز پيش
- مدیر سایت
- 46 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
ريتا، دختري لجباز و قوي، با روحيه ايي فوق العاده شاد که با وجود سن کمش، سرآشپز يک رستورانه. اما طي اتفاقي، از اونجا اخراج ميشه و توسط يک پيرمرد مرموز، وارد يک رستوران مجلل و شيک ميشه. اونجا درگير اتفاقاتي ميشه که...!
- 616 روز پيش
- مدیر سایت
- 150 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
این رمان راجب به دختری شیرازیِ که به سختی از پدرش اجازه میگیره و برای ادامه تحصیل راهی تهران میشه؛ در این بین مجبور به کار کردن میشه تا خرج تحصیلش رو بده و اتفاقاتی میافته که مجبور به ازدواج اجباری با یک آقای بسیار مغرور و خود خواه اما خوشگل میشه، دختر قصهی ما خیلی مهربونِ و البته خیلی شیطون و بازی گوش...
- 616 روز پيش
- مدیر سایت
- 23 بازدید
- 0 کامنت