

در مورد دختریه به اسم هما . هما یه دختر معمولی و ساده هست که چهره ی ساده ایی هم داره ، از جمله خواسته ها و دنیاش هم ساده هستن . هما در بازی با ورق خیلی ماهره و خوب بلده ، منتها این بازی رو میون جمع فامیل و دوستاش انجام میده .هما بچه ی بزرگ خانواده ایه که داره سعی میکنه نذاره از هم بپاشه ، پس مجبور میشه این بار حریف یه جمع غریبه بشه . توی بازی ایی که نمیدونه بازی با سرنوشتشه ..#پیشنهادی_ادمین

یاسمن، دختری شکننده که تمام خانوادهاش را در یک فاجعه خونین از دست داده؛ قاتل کسی نیست جز پسرعموی بیرحمش، کارن، مردی که از کودکی دلبسته او بوده است. اما وقتی میفهمد یاسمن علاقهای به او ندارد، او را مثل برده در خانهاش زندانی میکند. حتی قلادهای به گردنش میاندازد تا تعلقش را نشان دهد.
سالها بعد، ورود یک گرگینه دیگر به نام سیاوش، دشمن سرسخت کارن، همهچیز را تغییر میدهد. او تصادفاً یاسمن را میبیند و تصمیم میگیرد برای گرفتن انتقام از کارن، دختر را از چنگش درآورد. اما چیزی که شروعش با انتقام است، آرامآرام بوی عشق میگیرد...
رقابتی بیرحمانه میان دو گرگینه آلفا، و دختری که میان این دو هیولا، باید مسیر نجات یا تباهی خود را انتخاب کند...

بتسابه، دختر ۱۸ سالهای که برای کنکور تلاش زیادی میکند تا به اهداف آیندهاش دست یابد. با این حال، سرنوشت برای او ساده رقم نمیخورد و او را با احساسات پیچیدهای روبرو میکند. ورود سعید به زندگیاش شروعی برای تجربههای تازه میشود، اما این تجربهها با سعید پایان نمییابد.

این رمان، درباره دختریه به اسم پریا ؛ دختری از جنسِ خاک و باد وآتش …!
دختری با توانایی های بالا، که البته خودش نمی دونه از چه استعدادهایی برخورداره اما؛
تو یِ پارتی یک سری اتفاقاتی براش پیش میاد که اونرو تو یک مسیره دیگه قرار میده و
زندگیش بالکل عوض میشه !…