خلاصه کتاب:
سوهان را آهسته و با دقت روی ناخنهای نیکی حرکت داد و لاک سرمهایش را پاک کرد. نیکی مثل همیشه مشغول پرحرفی بود. موضوع صحبتش هم چیزی جز رابطهاش با بابک نبود. امروز از آن روزهایی بود که دلش حسابی پر بود. شاکی و پر اخم داشت غر میزد: "بعد از یه سال و خردهای هنوز میگه زوده، میگه شناخت. بابا به کی بگم من همینقدر کافیه برام... دارم به این نتیجه میرسم که اصلا قصد ازدواج نداره و اینا همه بهونهس!" چه خوب که ماسک روی دهان و بینیاش را پوشانده بود و پوزخند زدنش پیدا نبود. "به زور راضیش کردم امشب باهام بیاد مهمونی. کاش تو هم میاومدی. مگه تا ساعت چند اینجایی؟"
- 468 روز پيش
- مدیر سایت
- 38 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
شعله، دختری با استعداد و اصیل 16 ساله، در کلاسهای نویسندگی با استاد زال، مردی جوان و متشخص، آشنا میشود. او سخت در تلاش است تا در دانشگاه تهران پذیرفته شود. در این میان، شعله بهعنوان ویراستار در مجله استاد زال شروع به کار میکند.
بین این دو شخصیت، بحثهای طنزگونه و چالشهای زیادی شکل میگیرد که همگی در مسیر رشد و شناخت یکدیگر پیچیدهتر میشود. در ادامه، شعله با رئیس موسسه خیریهای آشنا میشود و این آشنایی مسیر جدیدی در زندگیاش ایجاد میکند.
- 468 روز پيش
- مدیر سایت
- 43 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
رمان مربوط به زندگی دختری است که نمیداند در همسایگیاش مردی دیوانه وار عاشق او شده و بدون در نظر گرفتن این موضوع همسر مردی میشود که غیرت و مردانگی برایش بیمعنی است. دختر حاجی نمیتواند با همچین مردی زندگی کند، به سراغ پسری که الان تمام آن عشق برایش حرص و نفرت شده میرود و …
- 468 روز پيش
- مدیر سایت
- 121 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
ماهک، دختری دبیرستانی، به شدت عاشق امیرعلی ستوده میشود. مردی که همه او را میشناسند و اسمش موجب احترام است. امیرعلی تا به حال هیچ دختری را به دل و تختش راه نداده است، اما ماهک با سادگی و جذابیت طبیعیاش از مدتها قبل قلب امیرعلی را تسخیر کرده و خود از آن بیخبر است.
ماهک، دختری که از مردان و لمس شدن توسط آنها میترسد، اکنون رویای آغوش امیرعلی را در سر دارد. زمانی که زمان آغاز رابطه عاشقانهاشان میرسد، برای هم ممنوع میشوند. حالا نوبت به ماهک میرسد تا ترسهایش را کنار بگذارد و هر کاری برای بدست آوردن عشقش انجام دهد، حتی اگر این به بهایی سنگین باشد.
- 468 روز پيش
- مدیر سایت
- 44 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
💚 خلاصه رمان آهو و شکارچی
در این داستان، گذشته خان روستا و رازی که سالها پنهان کرده بود، پس از بیست و هشت سال دوباره به زندگی پسر خان باز میگردد. یک شب، کالبد پسر خان به گرگ تبدیل میشود و این تبدیل، پای دخترک روستایی را به یک بازی خطرناک و پیچیده میکشد. این اتفاقات، دو دنیای متفاوت را به هم میدوزد و داستانی پر از عشق، معما و چالشهای فراطبیعی بهوجود میآورد.
- 468 روز پيش
- مدیر سایت
- 181 بازدید
- 0 کامنت