دانلود رمان PDF | دانلود رمان های بدون سانسور | دانلود رمان عاشقانه ایرانی
دانلود رمان های عاشقانه ایرانی و خارجی با فرمت پی دی اف PDF

خلاصه کتاب: دانلود رمان دو زن دو فرشته... نسرین، دختری روستایی و سر به هوا، فارغ از دنیای اطرافش در خیالات خودش غرق است! سحر، بهترین دوست نسرین، عاشق و دلباخته‌ی داریوش، پسر یکی از هم‌آبادی‌هایشان است. اما داریوش، که در ظاهر چندان پسر سر به راهی به نظر نمی‌رسد و در روستا هم ساکن نیست، چشمش به دنبال...

  • 537 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 39 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب: دانلود رمان دو زن دو فرشته... نسرین، دختری روستایی و سر به هوا، فارغ از دنیای اطرافش در خیالات خودش غرق است! سحر، بهترین دوست نسرین، عاشق و دلباخته‌ی داریوش، پسر یکی از هم‌آبادی‌هایشان است. اما داریوش، که در ظاهر چندان پسر سر به راهی به نظر نمی‌رسد و در روستا هم ساکن نیست، چشمش به دنبال...

  • 537 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 25 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب:

دانلود رمان شلیک به خورشید... «دریا تجلی»، طراح لباس عروسی، از لباس‌های سپید و مراسم‌های ازدواج خاطراتی تلخ در دل دارد. پنج سال پیش، در شب عروسی‌اش، تصمیم گرفت داماد را بکشد و سپیدی لباس عروسش را با خون مرد مورد علاقه‌اش رنگین کند. اما هیچ‌چیز طبق تصور دریا پیش نرفت!

«یونس» زنده ماند و اکنون، پس از پنج سال، برای فهمیدن دلایل این خیانت و گرفتن انتقام بازگشته است؛ آن‌هم درست زمانی که دریا در میانه‌ی یک رابطه عاشقانه با مردی دیگر قرار دارد!

  • 537 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 8 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب:

دانلود رمان شلیک به خورشید... «دریا تجلی»، طراح لباس عروسی، از لباس‌های سپید و مراسم‌های ازدواج خاطراتی تلخ در دل دارد. پنج سال پیش، در شب عروسی‌اش، تصمیم گرفت داماد را بکشد و سپیدی لباس عروسش را با خون مرد مورد علاقه‌اش رنگین کند. اما هیچ‌چیز طبق تصور دریا پیش نرفت!

«یونس» زنده ماند و اکنون، پس از پنج سال، برای فهمیدن دلایل این خیانت و گرفتن انتقام بازگشته است؛ آن‌هم درست زمانی که دریا در میانه‌ی یک رابطه عاشقانه با مردی دیگر قرار دارد!

  • 537 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 5 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب:

دانلود رمان میکائیل... با قدم‌هایی لرزان و خسته، تلوتلوخوران از پله‌ها بالا رفت. دستگیره را پایین کشید و وارد شد. زنی را دید که روی تخت نشسته بود؛ با لباس خوابی که بود و نبودش تفاوت چندانی نداشت. او آن زن را می‌پرستید.

با تیر کشیدن شقیقه‌اش، انگشتانش را به پیشانی فشرد و قدم‌به‌قدم به تخت نزدیک شد. لباس کاری‌اش را از تن درآورد و آرام چهار دست‌وپا روی تخت خزید. موهای کوتاه همسرش را بوسید، انگشتان زخمی‌اش را روی استخوان گونه‌ی او کشید و لبخندی گوشه‌ی لبش نشست.

  • 537 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 210 بازدید
  • 0 کامنت
موضوعات
درباره سایت
رمان vip مرجع دانلود و خرید رمان های ممنوعه، رمان های بدون سانسور، رمان های اروتیک، رمان های بزرگسال، رمان های کمیاب، رمان های ایرانی، دانلود رمان های عاشقانه pdf و خرید پی دی اف رمانه.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان PDF | دانلود رمان های بدون سانسور | دانلود رمان عاشقانه ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.