خلاصه کتاب:
دانلود رمان جاسوس دوست داشتنی من... آلما دختری نوزده ساله است که در کودکی پدر و مادر خود را از دست داده است. او هم مانند بسیاری از آدمها زندگی معمولی خود را دارد. اما مجبور میشود به دستور کسی راه زندگی خود را تغییر دهد و از تواناییهایی که دارد استفاده کند تا برای شخصی چیزی که میخواهد را بیاورد. اما در این راهی که ناخواسته وارد آن شده است، هیچ اختیاری از خود ندارد و باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کند. اما از یک جایی به بعد اتفاقی میافتد که کل زندگیش را عوض میکند...
- 535 روز پيش
- مدیر سایت
- 11 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان جاسوس دوست داشتنی من... آلما دختری نوزده ساله است که در کودکی پدر و مادر خود را از دست داده است. او هم مانند بسیاری از آدمها زندگی معمولی خود را دارد. اما مجبور میشود به دستور کسی راه زندگی خود را تغییر دهد و از تواناییهایی که دارد استفاده کند تا برای شخصی چیزی که میخواهد را بیاورد. اما در این راهی که ناخواسته وارد آن شده است، هیچ اختیاری از خود ندارد و باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کند. اما از یک جایی به بعد اتفاقی میافتد که کل زندگیش را عوض میکند...
- 535 روز پيش
- مدیر سایت
- 6 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان به چشمانت مومن شدم... این رمان درباره یک گروه خوانندگی غیرمجاز با چند میلیون طرفدار در صفحات مجازی است که رهبرشان، حامی پرتو، بهخاطر شغل و ظاهرش از سوی دوستان و خانواده طرد شده است. حالا او در همسایگی ترنج، دختری چادری از شیراز که برای تحصیل به دانشگاه تهران آمده، زندگی میکند. ترنج و حامی با دنیایی کاملاً متفاوت و عقایدی متضاد روبهرو هستند که...
- 535 روز پيش
- مدیر سایت
- 46 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دختری به اسم هیله است، دختری از دیار افغانزمین، دختری که همانند اسمش آرزوهای هنگفتی داشت. اما اینکه سرنوشت چه بازی را برای او رقم زده است، خودش هم نمیدانست.
تو هرگز ناامید مباش...
ما همه انسانیم، گاهی ممکن است خسته شویم و گاهی ناامید، اما همین که الله در کنارمان است، خیلی زیباست، مگر نه؟
گاهی اوقات لازم است تا همه را از دست بدهیم و خدا را به دست بیاوریم... و پناه ببریم به خالقی که بیهیچ منتِ در کنارمان است.
- 536 روز پيش
- مدیر سایت
- 20 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دختری به اسم هیله است، دختری از دیار افغانزمین، دختری که همانند اسمش آرزوهای هنگفتی داشت. اما اینکه سرنوشت چه بازی را برای او رقم زده است، خودش هم نمیدانست.
تو هرگز ناامید مباش...
ما همه انسانیم، گاهی ممکن است خسته شویم و گاهی ناامید، اما همین که الله در کنارمان است، خیلی زیباست، مگر نه؟
گاهی اوقات لازم است تا همه را از دست بدهیم و خدا را به دست بیاوریم... و پناه ببریم به خالقی که بیهیچ منتِ در کنارمان است.
- 536 روز پيش
- مدیر سایت
- 4 بازدید
- 0 کامنت