خلاصه کتاب:
من سفید بودم، یک سفیدِ محضِ خالص که چشمم مانده بود به دنبالهی رنگین کمان… و فکر میکردم چه هیجانی دارد تجربهی ناب رنگهای تند و زنده… اما تو سیاه قلم وجودت را چنان عمیق بر صفحهی جانم حک کردی، که دیگر جادوی هیچ رنگی در من اثر نکرد. و من قاتل رنگها شدم، قاتلی که سخت عاشق و شیفتهی غمزهی کشندهی رنگها پیش از مرگشان میشد و این درد، درد کمی نبود …
- 541 روز پيش
- مدیر سایت
- 33 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
ماهور دختر باهوش، مستقل و باتجربه ای که مدیریت کارخونه مادریش رو بر عهده داره.. علاقه مندی های خودش رو به دور از چشم پدرش، دنبال میکنه تا اینکه در یکی از صخره نوردیها با بهرام آشنا میشه.. ماهور سعی میکنه رفتار دیکتاتورگونه پدرش و زیاده خواهی های برادر ناتنی خودش رو تحمل کنه تا کارخونه به نامش بشه همون طور که مادرش به پدرش گفته بوده، غافل از اینکه …
- 541 روز پيش
- مدیر سایت
- 80 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان آخر این ماه... پدر ثمین ناخواسته مرتکب قتل شده .ثمین برای گرفتن رضایت آزادی پدرش از زندان تلاش میکنه. یاشار کشوری مرد متاهل و خودخواه ، که در اعزای دادن رضایت ، شرطی میذاره که باعث میشه پای ثمین به خونشون باز بشه و یاشار دلش رو به دخترِ قاتلِ خواهرش ببازه … ثمین باید دوراهی عقل و قلبش یکیو انتخاب کنه.باید دید تصمیم ثمین برای رهایی از این دوراهی چیه!؟
- 541 روز پيش
- مدیر سایت
- 8 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان آخر این ماه... پدر ثمین ناخواسته مرتکب قتل شده .ثمین برای گرفتن رضایت آزادی پدرش از زندان تلاش میکنه. یاشار کشوری مرد متاهل و خودخواه ، که در اعزای دادن رضایت ، شرطی میذاره که باعث میشه پای ثمین به خونشون باز بشه و یاشار دلش رو به دخترِ قاتلِ خواهرش ببازه … ثمین باید دوراهی عقل و قلبش یکیو انتخاب کنه.باید دید تصمیم ثمین برای رهایی از این دوراهی چیه!؟
- 541 روز پيش
- مدیر سایت
- 16 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان خان کوچک... فواد خانی که با هر اخم و نگاهش، دل اهالی روستا را میلرزاند، دلباختهی دخترعموی خود، سراب است. اما سراب به خدمتکار عمارت، محمد، دل بسته و سرانجام با او فرار میکند. غرور زخمی فواد او را بر آن میدارد که سراب را به عذاب بیندازد، اما این جدال طولانی نیست؛ سراب به تدریج پی میبرد که عشق او به محمد تنها یک شیفتگی زودگذر بوده و احساس عمیقتری به فواد در دلش جوانه میزند. در نهایت، او با عاشقانههای فواد همراه میشود و قلبش را به او میسپارد. اما درست شب حجله، محمد بازمیگردد و سراب را میرباید، ماجرا را به نقطهای غیرمنتظره و خطرناک میکشاند...
- 541 روز پيش
- مدیر سایت
- 221 بازدید
- 0 کامنت