دانلود رمان PDF | دانلود رمان های بدون سانسور | دانلود رمان عاشقانه ایرانی
دانلود رمان های عاشقانه ایرانی و خارجی با فرمت پی دی اف PDF

خلاصه کتاب: دانلود رمان همه زخم های من از عشق است... رها از جانان خداحافظی کرد و گوشی کرم‌رنگ را سرجایش می‌گذاشت که صدای همسرش را شنید که با خنده می‌گفت: «غمت نباشه، من عاشقتم.» رها منتظر ماند تا حرف‌های عشقش تمام بشود و بعد با خوشحالی تماس تلفنی را قطع کرد و مشغول مرتب کردن صفحه‌ی میز کارش شد. همچنان گرم تمیز کردن بود که بی‌اختیار آهی از دلش بیرون جهید.

  • 534 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 9 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب: دانلود رمان فصل‌های نخوانده عشق... راه‌های نرفته بسیارند، رازهای نادانسته نیز، و زندگی کتابی است که فصل‌های ناخوانده بسیار دارد. مگو: تا کی؟ تا چند؟ کتاب را ورق بزن، گام بردار، زندگی بر چکاد عشق، روزی گل خواهد داد.

  • 534 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 62 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب:

دانلود رمان رفیق روزهای بد... هامون و نامزدش منتظر تولد فرزندشان هستند، اما جنین به دلایل نامعلومی سقط می‌شود. هامون که فکر می‌کند مشکل از هستی است، به او دلداری می‌دهد. اما جواب دکتر هر دو را متحیر می‌کند؛ مشکل از خود هامون است و دیگر قادر به بچه‌دار شدن نیست. این موضوع باعث می‌شود که هستی یک صبح او را برای همیشه ترک کند. در این میان، سلوا، یکی از هم‌کلاسی‌های قدیمی او، حاضر می‌شود نقش زن باردار هامون را بازی کند تا او بتواند حق و حقوق خودش را از خانواده‌اش بگیرد. غافل از اینکه سلوا پنهانی دل در گرو هامون دارد...

 

  • 534 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 84 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب:

دانلود رمان معشوقه شیطان... -شیطان اینه؟ با تعجب به منصور نگاهی انداختم. - آره قربان، اینه. - اما اینکه… - آره، یه زنه؟ گول قیافه مظلومشو نخورید قربان، مارمولکیه که دومی نداره.

متعجب به دختر مقابلم نگاهی انداختم. چشمان کشیده، قد متوسط، اندام مزون.

- می‌بینی آقا، چشماش خدای شرارته. بهش می‌گن شیطان ساکت.

این دختر بیشتر به الهه‌‌ زیبای رم باستان می‌خورد تا شیطان ساکت.

- چرا ساکت؟ - چون اون لاله، قربان.

بی‌اختیار قهقه‌ای زدم. یک دختر بچه لال اینجوری تن و بدن این نره غول‌ها رو لرزونده؟

- پاشو خودتو جمع کن مرد…

  • 534 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 269 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب: دانلود رمان قبله گاه شیطان... من گلبرگم، شب زایمانم از خونه‌ی شوهرم فرار کردم چون می‌خواست تو اون وضعم بهم دست درازی کنه. نیمه‌شب با ماشینی تصادف کردم که صاحبش دکتر خوش‌قد و بالایی بود که من رو برد خونش. طلاقم رو گرفت و برای این که تحت حمایتش باشم من رو صیغه کرد. قرار نبود بینمون اتفاقی بیوفته، ولی...

  • 534 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 55 بازدید
  • 0 کامنت
موضوعات
درباره سایت
رمان vip مرجع دانلود و خرید رمان های ممنوعه، رمان های بدون سانسور، رمان های اروتیک، رمان های بزرگسال، رمان های کمیاب، رمان های ایرانی، دانلود رمان های عاشقانه pdf و خرید پی دی اف رمانه.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان PDF | دانلود رمان های بدون سانسور | دانلود رمان عاشقانه ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.