خلاصه کتاب:
دانلود رمان ماشه را بکش... فکر میکردم تمام چیزهایی که تو زندگی نیاز دارم رو کنار خودم دارم: تفنگ، هلیکوپتر و برادرانم. البته بیشتر زنها آرزوی زندگی منو ندارن، اما بعد از چیزهایی که دیدم و کارهایی که انجام دادم، فکر نمیکنم که خودم هیچ وقت آرزوی چیزهای بیشتری داشته باشم. باشگاه موتورسواری "سوارانِ شبح" خانوادهی منه و من برای اونا هر کاری میکنم. میخوام اونا از هر خطری دور باشن. حتی اگه این خطر، خودم باشم. فقط یک نگاه کافی بود تا باعث بشه هر چیزی که واسش جنگیدم تا پنهانش کنم، کاملاً برملا بشه. مامور FBI بودن به اون این قدرت رو میداد که دنیای من رو زیر و رو کنه و…
- 534 روز پيش
- مدیر سایت
- 18 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان دشت آنا... پرسفون دومین دختر قدرتمندترین زن شهر است که مدتها برای فرار از زندگی اجباری و کسالتبارش تلاش کرده است. حالا که در آستانه آزادی است، بهطرز دردناکی در یک عمل انجامشده گرفتار میشود. در بزرگترین مهمانی سال، جایی که تمام بزرگان شهر حضور دارند، به نامزدی حاکم بزرگ، قاتل و پیر شهر درمیآید. اما پرسفون همان شب فرار میکند و حتی مرگ را به این حقارت ترجیح میدهد.
فرار او به ربوده شدن توسط بزرگترین دشمن حاکم منتهی میشود. مردی بسیار خطرناک که سالهاست تنها افسانهای بیش نبوده و بردن اسمش برای ترساندن کافی است.
- 534 روز پيش
- مدیر سایت
- 68 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان گل سرخ... صدایش مثل همیشه نبود. صدایش با من قهر بود. و من؟ مگر چند نفر بودم که بتوانم هم ببینم، هم بشنوم و باز بمانم؟ شنیدهها را شنیده و دیدهها را دیده بودم؛ وقت رفتن بود.
در را باز کردم و با اولین قدمم، صدایش این بار از زیر دندانهای قفلشدهاش به گوشم رسید:
ــ گلشیفته!!
چند بار مرا گلشیفته صدا کرده بود؟ من گلِ باغش بودم. همان گلی که نامم را گذاشته بود گلِ سرخ.
قدم بعدی را که برداشتم، این بار فریاد زد:
ــ بری دیگه رفتی، گلی! اینو تو گوشت فرو کن...!
- 534 روز پيش
- مدیر سایت
- 86 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان غیاث... من غیاثم! غیاثِ ساعی! بوکسور زیرزمینی ۳۰ سالهای که یه شب از سر گیجی با یه دختر کوچولوی ۱۹ ساله هم اتاق میشم! منی که از جنس مونث فراریم، واسه آزار دادن اون دختر بچه دست به هر کاری میزنم، ولی حواسم نیست که دل و ایمانم بند اون دوتا چشم مشکی رنگش شده! اینو زمانی میفهمم که دختر کوچولویی که با دستای خودم بزرگش کردم، با بچهای که از من تو شکمش داره، ترکم میکنه و…
- 534 روز پيش
- مدیر سایت
- 246 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان زهرچشم... ماهک دختری آزاد و بیپروا که به خاطر یک سوءتفاهم مجبور میشود با سید علی، پسر مستبد و متعصب حاج محمد که یه محل به اسمش قسم میخورند، عقد کند.
- 534 روز پيش
- مدیر سایت
- 270 بازدید
- 0 کامنت