خلاصه کتاب:
دانلود رمان جاسوس دوست داشتنی من... آلما دختری نوزده ساله است که در کودکی پدر و مادر خود را از دست داده است. او هم مانند بسیاری از آدمها زندگی معمولی خود را دارد. اما مجبور میشود به دستور کسی راه زندگی خود را تغییر دهد و از تواناییهایی که دارد استفاده کند تا برای شخصی چیزی که میخواهد را بیاورد. اما در این راهی که ناخواسته وارد آن شده است، هیچ اختیاری از خود ندارد و باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کند. اما از یک جایی به بعد اتفاقی میافتد که کل زندگیش را عوض میکند...
- 537 روز پيش
- مدیر سایت
- 11 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان جاسوس دوست داشتنی من... آلما دختری نوزده ساله است که در کودکی پدر و مادر خود را از دست داده است. او هم مانند بسیاری از آدمها زندگی معمولی خود را دارد. اما مجبور میشود به دستور کسی راه زندگی خود را تغییر دهد و از تواناییهایی که دارد استفاده کند تا برای شخصی چیزی که میخواهد را بیاورد. اما در این راهی که ناخواسته وارد آن شده است، هیچ اختیاری از خود ندارد و باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کند. اما از یک جایی به بعد اتفاقی میافتد که کل زندگیش را عوض میکند...
- 537 روز پيش
- مدیر سایت
- 6 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان اتاق خوابهای خاموش... حوری مقابل آینه ایستاده بود و به خودش در آینه نگاه میکرد. چهرهاش زیر آن تاج باشکوه و تور زیبا، تجلی شکوهمندی از زیبایی و جوانی بود.
یک قدم به عقب برداشت و بار دیگر به خودش در آینه قدی نگاه کرد. هنر دست آرایشگر ماهر، زیبایی صورتش را دوچندان کرده بود و آن لباس عروس خوشبرش و خوشدوخت، هیکل تراشیده، ظریف و رعنایش را با ابهت تمام قاب گرفته بود.
- 537 روز پيش
- مدیر سایت
- 27 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان اتاق خوابهای خاموش... حوری مقابل آینه ایستاده بود و به خودش در آینه نگاه میکرد. چهرهاش زیر آن تاج باشکوه و تور زیبا، تجلی شکوهمندی از زیبایی و جوانی بود.
یک قدم به عقب برداشت و بار دیگر به خودش در آینه قدی نگاه کرد. هنر دست آرایشگر ماهر، زیبایی صورتش را دوچندان کرده بود و آن لباس عروس خوشبرش و خوشدوخت، هیکل تراشیده، ظریف و رعنایش را با ابهت تمام قاب گرفته بود.
- 537 روز پيش
- مدیر سایت
- 4 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان به چشمانت مومن شدم... این رمان درباره یک گروه خوانندگی غیرمجاز با چند میلیون طرفدار در صفحات مجازی است که رهبرشان، حامی پرتو، بهخاطر شغل و ظاهرش از سوی دوستان و خانواده طرد شده است. حالا او در همسایگی ترنج، دختری چادری از شیراز که برای تحصیل به دانشگاه تهران آمده، زندگی میکند. ترنج و حامی با دنیایی کاملاً متفاوت و عقایدی متضاد روبهرو هستند که...
- 537 روز پيش
- مدیر سایت
- 46 بازدید
- 0 کامنت