خلاصه کتاب:
دانلود رمان شکارگر... چه اتفاقی میفته وقتی یک نیروی توقف ناپذیر با یک جسم غیر متحرک در میدان مرگ برخورد کنه؟ در زیر پوسته تاریک جهان مافیا، تریستن کین یک ناهنجاریه. تنها عضو غیرخونی اوتفیت تنبرآ که تونسته به ردههای بالا برسه.اون یک معماست. مهارتهاش بی همتان. وفاداریش شک برانگیزه. اهدافش مبهمن. اون مرگباره و خودشم اینو میدونه. و از طرفی دیگه مورانا ویتالیو، دختر نابغه و خارق العاده خانواده رقیب. کاری که تریستن کین با اسلحه انجام میده، موانا با کامپیوتر انجام میده …
- 559 روز پيش
- مدیر سایت
- 51 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان گریز از تو... داستان در مورد یاسمین دختر ساده و مظلومیه که بعد از برگشتنش به ایران بیخبر از همه جا گیر یه باند خلاف میافته و برای فرار از اون عمارتی که هیچ شباهتی به خونه نداره سوار ماشین اشتباه ترین آدم زندگیش میشه، مردی که کسی جرئت به زبون اوردن اسمشو هم نداره… هیچ بویی از لطافت و راه اومدن نبرده و تنها کاری که توش استاده کشتن آدم هاست، اما تنها کسی رو که نمیتونه بکشه اون دختره..
- 560 روز پيش
- مدیر سایت
- 272 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان تولد لوکا... وقایع این داستان درست بعد از فراری دادن تونی و لوسیا توسط امیلی در پایان رمان عشق و آبرو صورت میگرید. باید رمان انتقام و آبرو و عشق و آبرو را مطالعه کرده باشید تا متوجه روند داستان شوید.
- 560 روز پيش
- مدیر سایت
- 18 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان ماساژور گنگستر مافیا... “مدو” وقتی امروز صبح از خواب بیدار شدم، هرگز انتظار نداشتم اولین مشتری ماساژ روز من، رئیس بدنام گنگستر مافیای بوستون، واکر مک مانوس باشه. انتظار نداشتم که جنایتکار جذاب و خطرناک و تبهکار مافیا به جای اون، پنجاه هزار دلار برای دادن ماساژ بهم پیشنهاد بده. غافلگیری ها همچنان در راهه. چون که واکر از یه جلسه ماساژ راضی نیست. ای وایِ من، نه. اون یه عمر کامل از اونا رو می خواد. با من. و اون به شنیدن کلمه «نه» عادت نداره…
- 560 روز پيش
- مدیر سایت
- 275 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان دلبر برای رئیس مافیا... ماتئو؛ من برای این کار وقت ندارم. افرادم یه جاسوس رو توی کارخونه کشتی سازی متروکه قدیمی دستگیر کردن و الان باید با اون مقابله کنم وگرنه خطر ازدست دادن این اتحاد رو دارم. معلوم شد جاسوس مرد نیست، زنه. زنی دوست داشتنی که ادعا میکنه فقط برای اکانت کتابخونه مجازیش عکس می گرفته. هر چی که هست به سختی میتونم حرفهاش رو باور کنم…دارلین؛ فقط داشتم عکس میگرفتم! قسم میخورم که اصلا هیچ چیز دیگه ای درباره اون کشتیسازی رها شده وحشتناک نمیدونستم گنگسترهای تبهکاری منو ربودن و حتی اجازه نمیدن که قبل از کشیدن کیسه نایلونی روی سرم و هل دادن من توی ماشین، از خودم دفاع کنم.
- 560 روز پيش
- مدیر سایت
- 242 بازدید
- 0 کامنت