خلاصه کتاب:
دخترکی توی روی خانوادش ایستاد تا بر خلاف میل اون ها با عشقش ازدواج کنه. یه ازدواج ناموفق که به کتک کاری های زجر آور می رسه، یه زندگی که هیچ حامیت کننده ای نداره. دخترک به پای مرگ و خود کشی می رسه، ولی مرد خیری دستش رو می گیره و اون رو توی کارخونش مشغول به کار می کنه، ولی پسر حاجی به اون تهمتی می زنه که... پایان خوش
- 616 روز پيش
- مدیر سایت
- 73 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
بنیتا دختری که خانوادش رو در یک حادثه از دست داده و به طور عجیبی هیچ خاطره ای از اون ها به یاد نداره سرنوشت خواب های عجیبی برای دختر قصه ما دیده که زندگیش رو زیر و رو میکنه!
- 616 روز پيش
- مدیر سایت
- 17 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
این رمان راجب به دختری شیرازیِ که به سختی از پدرش اجازه میگیره و برای ادامه تحصیل راهی تهران میشه؛ در این بین مجبور به کار کردن میشه تا خرج تحصیلش رو بده و اتفاقاتی میافته که مجبور به ازدواج اجباری با یک آقای بسیار مغرور و خود خواه اما خوشگل میشه، دختر قصهی ما خیلی مهربونِ و البته خیلی شیطون و بازی گوش...
- 616 روز پيش
- مدیر سایت
- 23 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
یادم نمیاد دقیقا چند شنبه بود که سرنوشت منو واسه بازی انتخاب کرد!
فقط می دونم یه دختر چهارده ساله روستایی بودم که بی خبر از همه جا مثه هر روز صبح از خواب بیدار شدم.
مثه هر روز با خواهرم بحث کردم و بازم مثه هر روز اخم و تنبیه مامان رو به جون خریدم.
ولی اون روز با هر روز فرق داشت اون روز شروع داستان من بود…
- 616 روز پيش
- مدیر سایت
- 22 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
آمدی و با گرمای وجودت، دستا نم گرم شد
نفس هایم وصل نفس هایت بود
جانم فدایت بود..
تا این که مرا متهم خواندی وازمن فاصله گرفتی
زمانی که متوجه اشتباه خود شدی
برگشتی
حال من آدم سابق نیستم و تو باید تاوان حکم بی گناهی ام را بدهی!
- 616 روز پيش
- مدیر سایت
- 40 بازدید
- 0 کامنت