
📖 نام رمان: اتانازی
✍️ نویسنده: هانی زند
💖 ژانر: عاشقانه، کلکلی، بزرگسال، طنز، اروتیک، جدید
📂 فرمت: PDF
📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون و...
فیلمی از رابطهی جنسی یک مرد مومن و سرشناس گرفته شده که زندگی این مرد را با چالش بزرگی روبهرو کرده است. باعث و بانی این چالش بزرگ، دختر ۱۷ سالهای است که...

📖 نام رمان: جگوار
✍️ نویسنده: سبا سالاری
💖 ژانر: عاشقانه، هیجانی، ازدواج اجباری، خونبسی
📂 فرمت: PDF
📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون و...
رمان درباره دختری به نام آلای است که در روستا زندگی میکند و پدری بسیار متعصب دارد که او را با کتک تنبیه میکند. زمانی که مردی به نام امیروالا به روستا میآید و عاشق خواهر آلای میشود، همهچیز تغییر میکند. اما مشکل اینجاست که خواهر آلای متأهل است! آلای تلاش میکند راهی برای ازدواج امیروالا و خواهرش پیدا کند، اما زمانی که شوهر خواهرش او را به قتل میرساند، ماجرای پیچیدهای آغاز میشود. آلای برای حفظ خانواده و بنا به دلایلی، مجبور میشود خودش با امیروالا ازدواج کند... عشقی پر از فراز و نشیب، غیرت، خیانت و امید! 💔🔥

📖 نام رمان: گل گازانیا
✍️ نویسنده: رویا احمدیان
💖 ژانر: عاشقانه، جدید
📂 فرمت: PDF
📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون و...
من غزلم... دختر فقیر روستایی که تمام سرگرمیام دوشیدن گاوها بود. یک روز به شهر فرستاده شدم. فکر میکردم برای خدمتکاری است، اما فهمیدم که باید از بچهای پرستاری کنم که مادر ندارد. ولی وقتی پدرش را دیدم، آقا فرید خوشقد و بالا که شبیه بازیگرهای هندی بود، دلم رفت... اما او مرا فقط یک دختر بدبو میدید که...

📖 نام رمان: داژفوک
✍️ نویسنده: ملیکا شاهوردی
💖 ژانر: عاشقانه، هیجانی
📂 فرمت: PDF
📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون و...
دختر شر و شیطونی که عاشق یک زندانی تحت تعقیب میشود و در یک نگاه دلش را به او میبازد... آنچنان که قید همهچیز را میزند تا برای داژوی خلافکار و کلهخراب باشد، اما ناخواسته درگیر گذشتهی تاریکش میشود و...

نام رمان: نشون به اون نشونی
نویسنده: مرجان مرندی
ژانر: عاشقانه
فرمت: PDF
مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون و...
درست یک روز قبل از عقد، وقتی ذوق سفرهی عقد نباتی رنگ و لباس پفدارم را میکردم، تو آمدی و با نشان دادن آن تکه کاغذ لعنتی همه چیز را به هم ریختی... قرار بود کنار هم روی صندلیهای پوشیده از تور و گل و روبان بنشینیم... قرار بود برای همیشه به هم محرم شویم اما تو آمدی و گفتی یا خودم همه چیز را به هم بزنم یا فردا سر آن سفرهی عقد نباتی، من، دریا، میشوم اولین عروس بدون داماد...