ابیگل دختریه که فانتزی های تاریکی داره میخواد اونارو به واقعیت تبدیل کنه برای همین به شرکت ناتانیل میره و خودشو به عنوان مطیع (برده یا سرسپرده) معرفی میکنه و این شروع داستانشه باید دید تو زندگی سرد و تاریک و ارباب گونه ناتانیل جایی برای یه دختر رویایی با فانتزی های اطاعت، وجود داره یا نه اگر به سبک رمان های fifty shades علاقه دارید حتما مطالعه اش کنید .
داستان راجبه پسری هستش که بنا به دلایلی در تیمارستان بستری شده و متاسفانه هیچکسی نمیدونه مشکلش چیه و نمیتونه حریفش بشه چون فوق العاده پرخاشگره، تا اینکه...
هیچوقت فکر نمیکردم همچین چیزی ممکنه برای من اتفاق بیفته. اصلاً تصورش رو هم نمیکردم که یه دیدار اتفاقی، درست شب تولد هجدهسالگیم، میتونه کل زندگیم رو اینجوری زیر و رو کنه. حالا، من مالِ اونم. مالِ جولین. مردی که به اندازهای که بیرحمه، زیباست. مردی که لمسش وجودم رو به آتیش میکشه. مردی که مهربونیش برام از بیرحمیش هم ویران کننده تره.
داستان راجع به یه دخترِ جویای کار که دلش میخواد از لحاظ مالی مستقل بشه تا بتونه خرج و مخارج خودشو دربیاره به اسم یاس هست... دوست صمیمیش که برای یه آدم با نفوذ کار میکنه اونو مهماندار هواپیمای شخصی رئیسش میراث، که یه آدم هوسباز و دختر باز هست میکنه...روز اول کاری وقتی تو هواپیما هستن میراث وقتی یاسو میبینه ازش خوشش میاد و سعی میکنه تو هواپیمای خصوصیش بهش تجاوز بکنه و اینکارو میکنه..
دخترى كه تاوان خيانت خواهرش را پس مى دهد و از خانواده اش طرد مى شود و به خيابان پناه مى آورد كه در اين حين اتفاقاتى رخ مى دهد و برالين... داستانى بر اساس واقعيت...