خلاصه کتاب:
دانلود رمان تو خاطره نشدی... پای چپم را با حرص به زمین کوبیدم و با لحن شاکی پرسیدم: چه خبره باز؟! دوباره چی شده که داری با بهانههای الکی میفرستی برم خونهی مامان لیمو؟ با خونسردی تقلبیاش، جدی و محکم جواب داد: چراش رو گفتم بهت؛ الانم برو بذار به کارم برسم. نفسم را رها کردم و با لحن تهدیدآمیزی گفتم: این دفعه برم، دیگه نمیآم!
- 533 روز پيش
- مدیر سایت
- 6 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان امیدی دوباره... بهار شمس، وکیل تازهکار و طلاقگرفتهای است که یک دختر دارد. روزی در جریان یکی از پروندههایش با کارن عیشی آشنا میشود. کارن تلاش میکند تا با پول بهار را بخرد، اما موفق نمیشود و در نهایت پرونده را میبازد. چند ماه بعد، بهار به عنوان وکیل در یک شرکت جدید مشغول به کار میشود که کارن یکی از سهامداران آن است...
- 533 روز پيش
- مدیر سایت
- 36 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان نجیب بی آبرو...حورا، تک دختر حاج فتاح، روحانی معتمد محل، چهل روز بعد از مرگ نامزدش آرش، متوجه میشود که باردار است. هیچکس باور ندارد که این نطفه حلال و از همسر صیغهاش بوده. اما امیریل، برای حفظ یادگاری پسرخالهاش آرش، پیشنهاد ازدواج به حورا میدهد...
- 535 روز پيش
- مدیر سایت
- 731 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان دو زن دو فرشته... نسرین، دختری روستایی و سر به هوا، فارغ از دنیای اطرافش در خیالات خودش غرق است! سحر، بهترین دوست نسرین، عاشق و دلباختهی داریوش، پسر یکی از همآبادیهایشان است. اما داریوش، که در ظاهر چندان پسر سر به راهی به نظر نمیرسد و در روستا هم ساکن نیست، چشمش به دنبال...
- 535 روز پيش
- مدیر سایت
- 25 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان پادشاه خون... “غزل” به مچ های سیاه و کبودم نگاه میکنم و باز هم سعی میکنم که بغضم رو عقب بزنم و روی کارم تمرکز کنم. لباس هام رو درست میکنم و میخوام تبلت ثبت سفارش رو بردارم که فرشته وارد کانتر میشه و با لبخندی گرم میاد جلو و بغلم میکنه، “تولدت مبارک غزل خوشگلم.” ازم فاصله میگیره و با یک نگاه به صورتم میفهمه که چه خبره. صورت گرد و بامزه اش میره تو هم و میاد جلو، “نگو که دوباره با اون عوضی دعوا کردی.”
- 539 روز پيش
- مدیر سایت
- 203 بازدید
- 0 کامنت