دانلود رمان PDF | دانلود رمان های بدون سانسور | دانلود رمان عاشقانه ایرانی
دانلود رمان های عاشقانه ایرانی و خارجی با فرمت پی دی اف PDF

خلاصه کتاب: دانلود رمان شراب... ونوس با شوهرش علی به بن‌بست رسیده، اما توانایی مراجعه به دادگاه و طلاق گرفتن ندارد. علی سرکار نمی‌رود و اجازه هم نمی‌دهد ونوس کار کند. ماه‌هاست که در خانه نشسته و در نهایت فقر، با اخلاق گندش سوهان روح ونوس شده. یک شب ونوس به مهمانی یکی از دوستانش می‌رود تا شغلی برای شوهرش جور کند. بدقولی یک رفیق مجبورش می‌کند که دیروقت پیاده به خانه برود. سرنوشتش با دزدیده شدن توسط چند زن تغییر می‌کند. چشم باز می‌کند و می‌فهمد در کشور دیگری است. مردی بالای سرش است که …

  • 523 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 49 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب: دانلود رمان آخرین بت...قصه از عمارت مرگ شروع می‌شود؛ از خانه‌ای مرموز در نقطه‌ای نامعلوم از تهران بزرگ! حنا خورشیدی برای کشف راز یک شب سردِ برفی و پیداکردن محموله‌های گمشده‌ دلار و رفتن‌ به دل اُقیانوس، با پلیس همکاری می‌کند تا لاشه‌ رویاهای مدفون در برف و خونش را از تقدیر پس بگیرد. در حالی‌ که ردپای سرگرد امیرمهدی رَها، بر برف‌های خونین جا مانده و برچسب “پلیس خاطی” هر لحظه بیشتر به این نام وصل می‌شود؛ به نام مردی که یک‌روزی در گذشته بوی نان گرم می‌داد و حالا مدت‌هاست که کنج سلول انفرادی‌اش...

  • 523 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 6 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب: دانلود رمان هومورو... روایت دختری ساده و از جنس مهربانی که با تمام محدودیت‌ها و ترس‌هایش می‌خواهد از قفس و حصاری که خانواده و تفکرات سنتی برایش ساخته‌اند بیرون بیاید. پنهانی تلاش برای زندگی کردن و مستقل شدن می‌کند، اما سرنوشت جوری رقم می‌خورد که وارد زندگی مردی می‌شود که درست نقطه مقابل خودش است. عشق را تجربه می‌کند و به او تکیه می‌کند، اما همان لحظه پرده از حقیقتی تلخ برداشته می‌شود و طی اتفاقاتی کاملاً غیرمنتظره، کم‌کم درگیر مشکلات بزرگی می‌شود…

  • 523 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 26 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب:

دانلود رمان گل سرخ... صدایش مثل همیشه نبود. صدایش با من قهر بود. و من؟ مگر چند نفر بودم که بتوانم هم ببینم، هم بشنوم و باز بمانم؟ شنیده‌ها را شنیده و دیده‌ها را دیده بودم؛ وقت رفتن بود.

در را باز کردم و با اولین قدمم، صدایش این بار از زیر دندان‌های قفل‌شده‌اش به گوشم رسید: ــ گلشیفته!!

چند بار مرا گلشیفته صدا کرده بود؟ من گلِ باغش بودم. همان گلی که نامم را گذاشته بود گلِ سرخ.

قدم بعدی را که برداشتم، این بار فریاد زد: ــ بری دیگه رفتی، گلی! اینو تو گوشت فرو کن...!

  • 523 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 86 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب: دانلود رمان خاکستری..._ خاله؟ الان چشم‌های تو آبیه یعنی همه چیز رو آبی می‌بینی؟ به جسم ریز میزه درنا که روی پام نشسته بود خیره شدم و خندیدم. - مگه چشم‌های تو که قهوه‌ایه، همه چی رو قهوه‌ای می‌بینی بچه؟ بهم خیره شد و دندون‌نما خندید. - نه! محکم‌تر بغلش کردم و از تاب پایین اومدم تا لبه باغچه حیاط بشینم و به محض بلند شدنم صدای باز شدن درب ناگهانی خونه اومد و قامت آبان تو چهارچوب ظاهر شد و پشتش مادرش اومد. - واستا آبان؛ واسه چی الکی شلوغش می‌کنی؟ مگه قرآن خدا غلط می‌شه تو طعم بچه‌دار شدن رو بچشی؟

  • 523 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 36 بازدید
  • 0 کامنت
موضوعات
درباره سایت
رمان vip مرجع دانلود و خرید رمان های ممنوعه، رمان های بدون سانسور، رمان های اروتیک، رمان های بزرگسال، رمان های کمیاب، رمان های ایرانی، دانلود رمان های عاشقانه pdf و خرید پی دی اف رمانه.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان PDF | دانلود رمان های بدون سانسور | دانلود رمان عاشقانه ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.