خلاصه کتاب:
دانلود رمان خاکستری..._ خاله؟ الان چشمهای تو آبیه یعنی همه چیز رو آبی میبینی؟ به جسم ریز میزه درنا که روی پام نشسته بود خیره شدم و خندیدم.
- مگه چشمهای تو که قهوهایه، همه چی رو قهوهای میبینی بچه؟
بهم خیره شد و دندوننما خندید.
- نه!
محکمتر بغلش کردم و از تاب پایین اومدم تا لبه باغچه حیاط بشینم و به محض بلند شدنم صدای باز شدن درب ناگهانی خونه اومد و قامت آبان تو چهارچوب ظاهر شد و پشتش مادرش اومد.
- واستا آبان؛ واسه چی الکی شلوغش میکنی؟ مگه قرآن خدا غلط میشه تو طعم بچهدار شدن رو بچشی؟
- 532 روز پيش
- مدیر سایت
- 36 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان آقای سردبیر.. هدیه خبرنگار است و با پدر و نامادری و دختر نامادریاش زندگی میکند و از زندگی با نامادری و دخترش رضایت چندانی ندارد. اخیراً سردبیر جدیدی با روحیه خشک، سخت و جدی و غیرقابل انعطافی وارد دفتر مجله شده که تا حدودی محیط را مشمئز کرده و در این بین رفتارهایی از خود نشان داده که سوءظن هدیه را برای رابطه ناسالمش با دختر نامادریاش فراهم کرده است.
- 532 روز پيش
- مدیر سایت
- 67 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان شوهر شایسته...رُز دختری از یک خانوادهٔ سنتی و مبادی آداب است که بنا به دلایلی، پدرش کمر همت میبندد به شوهر دادن او. رز که خانوادهاش را خیلی دوست دارد، تصمیمی میگیرد که نه سیخ بسوزد، نه کباب… یعنی نه عزیزانش را ناراحت کند و نه خودش در چاه ازدواج بیفتد! با خودش میگوید حالا که شوهر اجباری است، خودم پیدایش میکنم و میافتد دنبال کاندیدای همسری؛ یعنی هر چه جوان قدبلند، جذاب و پولدار میبیند انتخاب میکند و نقشه میکشد تا تورشان کند بیایند خواستگاریاش… اما از بازی روزگار غافل است، وقتی اتفاقاتی دور از انتظاراتش میافتد…
- 532 روز پيش
- مدیر سایت
- 65 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان یاساک... اردوان فتوحی، بعد از ده سال دوری از خانواده، پس از اتمام دوره تحصیلی به ایران برمیگردد. با دیدن دختر خوانده برادرش، جیران...
- 533 روز پيش
- مدیر سایت
- 10 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان اتریوم... در پاییز ۱۳۹۶، صرافی رمز دیجیتال بیترکس میلیونها دلار از داراییهای کاربران ایرانی را به بهانه تحریمها مسدود کرد. سرانجام، پس از گذشت حدود دو سال و عبور از یکی از تاریخیترین سقوطهای بیتکوین، این داراییها آزاد شدند. داستان از دید کیمیا و کتی روایت میشود. کیمیا، خلاق و باهوش، از همسرش جدا شده و در دنیای بیرحم اطرافش تصمیم به خودسازی گرفته است. در سوی دیگر، کتی، زیبا و شاد، زندگی عاشقانهای دارد؛ اما ناخواسته درگیر بلندپروازیهای برادرش، کیوان، میشود.
- 534 روز پيش
- مدیر سایت
- 8 بازدید
- 0 کامنت