خلاصه کتاب:
دانلود رمان شراب... ونوس با شوهرش علی به بنبست رسیده، اما توانایی مراجعه به دادگاه و طلاق گرفتن ندارد. علی سرکار نمیرود و اجازه هم نمیدهد ونوس کار کند. ماههاست که در خانه نشسته و در نهایت فقر، با اخلاق گندش سوهان روح ونوس شده. یک شب ونوس به مهمانی یکی از دوستانش میرود تا شغلی برای شوهرش جور کند. بدقولی یک رفیق مجبورش میکند که دیروقت پیاده به خانه برود. سرنوشتش با دزدیده شدن توسط چند زن تغییر میکند. چشم باز میکند و میفهمد در کشور دیگری است. مردی بالای سرش است که …
- 512 روز پيش
- مدیر سایت
- 49 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان همه زخم های من از عشق است... رها از جانان خداحافظی کرد و گوشی کرمرنگ را سرجایش میگذاشت که صدای همسرش را شنید که با خنده میگفت: «غمت نباشه، من عاشقتم.» رها منتظر ماند تا حرفهای عشقش تمام بشود و بعد با خوشحالی تماس تلفنی را قطع کرد و مشغول مرتب کردن صفحهی میز کارش شد. همچنان گرم تمیز کردن بود که بیاختیار آهی از دلش بیرون جهید.
- 512 روز پيش
- مدیر سایت
- 9 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان رفیق روزهای بد... هامون و نامزدش منتظر تولد فرزندشان هستند، اما جنین به دلایل نامعلومی سقط میشود. هامون که فکر میکند مشکل از هستی است، به او دلداری میدهد. اما جواب دکتر هر دو را متحیر میکند؛ مشکل از خود هامون است و دیگر قادر به بچهدار شدن نیست. این موضوع باعث میشود که هستی یک صبح او را برای همیشه ترک کند. در این میان، سلوا، یکی از همکلاسیهای قدیمی او، حاضر میشود نقش زن باردار هامون را بازی کند تا او بتواند حق و حقوق خودش را از خانوادهاش بگیرد. غافل از اینکه سلوا پنهانی دل در گرو هامون دارد...
- 512 روز پيش
- مدیر سایت
- 84 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان قبله گاه شیطان... من گلبرگم، شب زایمانم از خونهی شوهرم فرار کردم چون میخواست تو اون وضعم بهم دست درازی کنه. نیمهشب با ماشینی تصادف کردم که صاحبش دکتر خوشقد و بالایی بود که من رو برد خونش. طلاقم رو گرفت و برای این که تحت حمایتش باشم من رو صیغه کرد. قرار نبود بینمون اتفاقی بیوفته، ولی...
- 512 روز پيش
- مدیر سایت
- 13 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان هومورو... روایت دختری ساده و از جنس مهربانی که با تمام محدودیتها و ترسهایش میخواهد از قفس و حصاری که خانواده و تفکرات سنتی برایش ساختهاند بیرون بیاید. پنهانی تلاش برای زندگی کردن و مستقل شدن میکند، اما سرنوشت جوری رقم میخورد که وارد زندگی مردی میشود که درست نقطه مقابل خودش است. عشق را تجربه میکند و به او تکیه میکند، اما همان لحظه پرده از حقیقتی تلخ برداشته میشود و طی اتفاقاتی کاملاً غیرمنتظره، کمکم درگیر مشکلات بزرگی میشود…
- 512 روز پيش
- مدیر سایت
- 26 بازدید
- 0 کامنت