دانلود رمان PDF | دانلود رمان های بدون سانسور | دانلود رمان عاشقانه ایرانی
دانلود رمان های عاشقانه ایرانی و خارجی با فرمت پی دی اف PDF

خلاصه کتاب:

دانلود رمان خواستگار پرماجرای باغ انار...من بارانم، دختری شیطون که کل فامیل و دوستام از دست شیطنتام دیگه عاصی شده بودن. ماجرای اصلی زندگی من از اون روز شروع شد که برای خواهرم خواستگار اومد تو خونه باغ انارمون. قرار شد به خاطر پسر خاله‌ام که عاشق خواهرم بود، خواستگار رو فراری بدم. هر بلایی که فکر کنید تو باغ انار سرش آوردم، غافل از اینکه داماد رو اشتباهی گرفتم!

مدتی بعد دانشگاه قبول شدم و با خودم عهد کردم که سربه‌راه بشم. اما دقیقاً تو روزهای اول دانشگاه بود که اون پسر رو تو کلاسمون دیدم و…

  • 523 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 32 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب:

دانلود رمان فرشتگی... در رمان فرشتگی، شخصیت اصلی برای به‌دست آوردن قلب خانزاده، سر خود را در قمار گذاشت. او فکر نمی‌کرد بزرگ‌ترین شکست زندگی‌اش زمانی رخ دهد که دل کسی را ببرد که به او گفته بود عاشقش است. اما ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود؛ چون خانزاده هم نمی‌دانست که خون او با جنین برادرش در رگ‌های او جریان دارد. این داستان، پرده از رازهایی برمی‌دارد که زندگی شخصیت‌ها را به چالش می‌کشد و آن‌ها را در مسیری پر از تضاد و تصمیمات سخت قرار می‌دهد.

 

  • 523 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 9 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب: دانلود رمان قبله گاه شیطان... من گلبرگم، شب زایمانم از خونه‌ی شوهرم فرار کردم چون می‌خواست تو اون وضعم بهم دست درازی کنه. نیمه‌شب با ماشینی تصادف کردم که صاحبش دکتر خوش‌قد و بالایی بود که من رو برد خونش. طلاقم رو گرفت و برای این که تحت حمایتش باشم من رو صیغه کرد. قرار نبود بینمون اتفاقی بیوفته، ولی...

  • 532 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 14 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب: دانلود رمان تعبیر بیداری.حَوا می‌میرد. قلبش از کار می‌ایستد و از خواب بیدار نمی‌شود. فرزندانش جمع می‌شوند دور هم، فرزندانی که از او زخم خورده‌اند؛ آدم‌هایی که حالا نمی‌دانند بابت مرگ او چه حسی باید داشته باشند. آن‌ها می‌خواهند گذشته را با حوا دفن کنند، اما افشای رازها به آن‌ها می‌فهماند که هرگز نمی‌شود گذشته را دفن کرد...

  • 532 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 27 بازدید
  • 0 کامنت

خلاصه کتاب:

دانلود رمان پروژه رئیس... اولین باری که مریک کرافورد رو دیدم، در طول مصاحبه کاریم بود. خب، از نظر فنی، من اون رو بیست دقیقه قبل‌تر وقتی که یهویی وارد اتاق پرُویی که چند ساختمان پایین‌تر از محل مصاحبه‌ام بود دیدم. من داد زدم، اون فریاد زد. بعد از اینکه باهاش کل‌کل کردم، تونستم در رو روی اون عوضی ببندم. همانطور که می‌تونید تصور کنید، وقتی متوجه شدم اون مرد بی‌ادب قراره رئیس جدیدم باشه، وحشت کردم. با این حال، بنظر می‌رسید اون منو نشناخته یا من اینطور فکر می‌کردم... تا اینکه در طول مصاحبه دوباره با هم دعوا کردیم و اون بهم گفت...

 

  • 532 روز پيش
  • مدیر سایت
  • 60 بازدید
  • 0 کامنت
موضوعات
درباره سایت
رمان vip مرجع دانلود و خرید رمان های ممنوعه، رمان های بدون سانسور، رمان های اروتیک، رمان های بزرگسال، رمان های کمیاب، رمان های ایرانی، دانلود رمان های عاشقانه pdf و خرید پی دی اف رمانه.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان PDF | دانلود رمان های بدون سانسور | دانلود رمان عاشقانه ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.