خلاصه کتاب:
دانلود رمان اسارت بی پایان... حلما سه روز قبل از عقدش به تولد صمیمیترین دوستش میره و اونجا حسابی نوشیدنی میخوره. پلیس همه رو دستگیر میکنه و آبروی نامزدش و حاجی باباش میره. برخلاف تصورِ حلما، امیریل حاضر نمیشه عقد رو بهم بزنه و هردو با هم...
- 532 روز پيش
- مدیر سایت
- 160 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان ماهرخ... ـ من میتونم اون دکتری که دنبالشی رو بیارم تا خواهرت رو عمل کنه و در عوض تو هم...
ماهرخ با تعجب به مرد روبهرویش خیره شد. نگاه مرد در صورت دخترک چرخی خورد، و دخترک که از این نگاه عاصی شده بود، با حرص گفت:
ـ لطفاً حرفتون رو کامل کنین…!
مرد نفس سنگینی بیرون داد. گفتن آنچه در ذهن داشت، سخت بود، اما باید میگفت. این به نفع هر دو بود؛ البته شاید بیشتر به نفع دخترک روبهرویش.
با جدیتی که جزئی جدانشدنی از شخصیتش بود، برخلاف اعتقاداتش و با اجبار، چشم در چشم دخترک شد. مکثی کرد و بالاخره گفت:
ـ دکتر معالج مهگل رو میارم و در عوضش… زنم شو…!!!
- 532 روز پيش
- مدیر سایت
- 110 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان عروس کاغذی...ترانه دختری است که به اجبار پای در زندگی اعلا میگذارد؛ مردی مغرور، مستبد و سنگدل. ترانه میتواند اعلا را عاشق خودش کند؟
- 534 روز پيش
- مدیر سایت
- 91 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان نجیب بی آبرو...حورا، تک دختر حاج فتاح، روحانی معتمد محل، چهل روز بعد از مرگ نامزدش آرش، متوجه میشود که باردار است. هیچکس باور ندارد که این نطفه حلال و از همسر صیغهاش بوده. اما امیریل، برای حفظ یادگاری پسرخالهاش آرش، پیشنهاد ازدواج به حورا میدهد...
- 535 روز پيش
- مدیر سایت
- 731 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان پادشاه خون... “غزل” به مچ های سیاه و کبودم نگاه میکنم و باز هم سعی میکنم که بغضم رو عقب بزنم و روی کارم تمرکز کنم. لباس هام رو درست میکنم و میخوام تبلت ثبت سفارش رو بردارم که فرشته وارد کانتر میشه و با لبخندی گرم میاد جلو و بغلم میکنه، “تولدت مبارک غزل خوشگلم.” ازم فاصله میگیره و با یک نگاه به صورتم میفهمه که چه خبره. صورت گرد و بامزه اش میره تو هم و میاد جلو، “نگو که دوباره با اون عوضی دعوا کردی.”
- 539 روز پيش
- مدیر سایت
- 203 بازدید
- 0 کامنت