دانلود رمان مرثیهای برای خویشتن به قلم پرستو مهاجر
دانلود رمان مرثیهای برای خویشتن داستانی متفاوت و غمانگیز از زندگی و مرگ است که به زندگی پس از مرگ و احساسات فرد در آن شرایط پرداخته است. این رمان به نویسندگی پرستو مهاجر روایت دختری است که در لحظات پایانی عمر خود، در قبر خفته است و از آنجا میتواند تمام جزئیات زندگی اطرافیانش را مشاهده کند.
در این داستان، شخصیت اصلی، که در دنیای پس از مرگ به دام افتاده، قادر است به تمام حرکتها، گفتوگوها و افکار اطرافیان خود گوش دهد. او در قبر خود آرام است، اما صدای اشکها، تظاهرات و واکنشهای مردم زنده را میشنود. رمان مرثیهای برای خویشتن به شکلی فلسفی به مرگ و تأثیر آن بر زندگی انسانها پرداخته و از دیدگاه یک فرد مرده، به آنچه بعد از مرگ برای او و اطرافیانش رخ میدهد، میپردازد.
این اثر با نگاهی منحصر به فرد به دنیای مرگ و آگاهی پس از آن، به خواننده این فرصت را میدهد که با خود فکر کند که چگونه پس از مرگ، هیچ چیزی از دنیای اطراف ناپدید نمیشود و تمام اتفاقات اطراف فرد مرده ادامه دارد. نویسنده با استفاده از قلم توصیفی و جزئیات دقیق، تجربه مرگ و پس از مرگ را به گونهای جذاب و متفاوت به تصویر کشیده است.
رمان مرثیهای برای خویشتن درباره دختری است که پس از مرگ خود در قبر قرار دارد و از آنجا قادر است تمامی حرکات و گفتگوهای اطرافیانش را بشنود. او به هیچگونه راه فراری از وضعیت خود ندارد و باید با مرگ و واقعیت آن مواجه شود. داستان با جزئیات دقیق و عمیق به احساسات و افکار فرد مرده میپردازد، به طوری که خواننده به عمق این تجربه میافتد.
شخصیت اصلی رمان در حالی که در دنیای مرگ به دام افتاده است، متوجه میشود که اکثر اطرافیانش به جای ابراز غم واقعی، اشکهایشان را برای نمایش میریزند و تنها در پی جلب توجه دیگران هستند. در عین حال، او با سوسکها، مورچهها و حشرات دیگر در قبر خود مواجه است که حس وحشت و اضطراب را برایش تداعی میکنند.
نویسنده در این رمان به زیبایی مرگ را به عنوان یک حقیقت اجتنابناپذیر به تصویر کشیده و به خواننده یادآوری میکند که هیچچیز در دنیای پس از مرگ تغییر نمیکند و زندگی همچنان در جریان است، حتی اگر فرد در آن دیگر حضور نداشته باشد. این رمان به خواننده این فرصت را میدهد که به مرگ و پس از آن از دیدگاهی کاملاً متفاوت نگاه کند.
کنارت جمع شدن، زانو زدن به سوگ نشستن، چه خرمایی میخورند، تو آرام زیر خاک فقط تماشا میکنی.
چه کسی بیشتر از همه برای تو اشک ریخت؟ چه کسی اشک مصنوعی ریخت؟
دسته دسته لاشخورها میآیند. چه سفره رنگی برای تو انداختن، اما تو همچنان ساکتی، نه حرفی، نه سخنی.
اعلامیهها به دیوار چسبیدهاند. داخل قبر چه چیزهایی میبینی؟
شاید سوسک قهوهای رنگ با چشمهای قرمز و پاهای کوچک بلورین و شاخکهای چون تارمو روی صورتت وول بخورد،
یا مورچه مشکی رنگ که به دنبال غذا روی پاهایت حرکت میکند.
راه گریزی نیست. خاک تمام راههای فرار را بسته است. هر چقدر داد و فریاد بزنی، بیفایده است.
بیچاره، حتی نمیتوانی از جایت بلند شوی.
نگران نباش، اطرافیان کناره سنگ قبرت فانوسی روشن کردهاند که از تنهایی نترسی. شاید هم بترسی، چاره چیست؟
آیا از شیاطین و جنها فرار میکنی؟ که بخواهند گلویت را پاره کنند، یا چشمهایت را از حدقه بیرون در بیاورند؟ از کدام یکی وحشت داری؟
هیچ استرسی نداشته باش، تلقین نکن، حقیقت بپذیر،
با خودت تکرار کن که تو مردهای و هیچ راه برگشتی نیست.
با دنیای جدید درون خاک زندگی کن…
اگر شما نویسنده یا ناشر این رمان هستید و از انتشار اثر خود در سایت نودهشتیا رضایت ندارید، لطفاً درخواست حذف خود را به پشتیبانی سایت ارسال کنید.
با نصب اپلیکیشن نودهشتیا روی تلفن همراه خود، هزاران رمان آنلاین و آفلاین را همزمان در دسترس خواهید داشت.
دانلود رمان مرثیه ای برای خویشتن... داستان در مورد مرگ دختری هست، توی قبر خوابیده ولی میبینه که بالای سرقبرش چه اتفاقی خواهد افتاد و تمام حرکات و حرفارو می شنوه و حس می کنه و…