دانلود رمان آرایش جنگ به قلم ماهور ابوالفتحی با لینک مستقیم
رمان آرایش جنگ یک داستان عاشقانه و طنز جذاب از ماهور ابوالفتحی است که با روایت پرهیجان و شوخطبعی خاص، مخاطب را به دنیای دیوانهوار و شیرین شخصیتهایش میبرد. داستانی که ترکیبی از عشق، چالشهای زندگی و ماجراجوییهای طنزآمیز است و خواننده را تا پایان با خود همراه میکند.
دانلود رمان آرایش جنگ…
هلیا: نکن شر میشه؟
نهههه ما یه ماهلی نکن شر میشه داریم که از اونم وحشیتره! ماجرا از این قراره که ماهلی با دویستا سرعت زارت میکوبه تو شیکم عروسک حسن (که خودش دوست داره کارن صداش کنن).
ماهِلی میگه: “آقا اگه خسارت میخوای یه ساعت دوماد بابام شو!”
اینها شل میگیرن از باباش سفت میخورن که به خودشون میان و سر یه سفرهی عقد صورین…
“صفحهکلیدت خرابه؟ توام مقصری باس خسارت بدی!”
با کف دست به پیشونیم ضربه میزنم و میخوام اعتراض کنم به اراجیفی که میگه، اما تو لحظه نظرم عوض میشه و میگم:اینجا دوربین داره؟
با تعجب و اون لحن حقبهجانب مسخرهاش میگه:
سنگِ مخ داری؟ ده سانت خیابون فرعی دوربینش کجاشه، چی میبافی؟لبخند میزنم، یعنی این دراز فرشتهی نجات منه؟
دوربین نداره! پس تا بیای ثابت کنی که من سرعتم زیاد بوده و اصلاً این تأثیری رو ورود ممنوع اومدنت داره یا نه، دهنت به نوعی آلبالوییه. من ماشینتو برات تعمیر میکنم به یه شرط!حالا دیگه اخمش تبدیل به تعجب شده و آرامش ظاهری منم تبدیل به یه اضطراب کشنده!
شرط چیه؟
تا یه جایی با من بیای!خیالم که از گفتنش راحت میشه، نفسم رو فوت میکنم.
مهم نیست که ظاهرش خلاف علایق باباست و ممکنه توبیخم کنه که چرا با این آدم نشست… برخواست میکنم ولی مگه چارهای هست؟علاوه بر اون، من این سِیس لش و تیشرت گشاد بلند، با اون شلوار کتون مشکی شیشجیب رو دوست دارم و به نظرم به قد و قوارهاش همین تیپ بیشتر میآد.
کلاه کپش رو برمیداره که موهاش فره و با یه برعکس روی ذاره. تازه مشخص میشه سرش…مینگاه و لحن موشکافانه میگه:
کجا مثلاً؟
دهنکجی میکنم و میگم:
آخه نه که دختری و خوشگلی، میخوام ببرمت یه جا قاچاقت کنن واسه شیخای عرب!از کنارش رد میشم و میگه:
واستا ببینم!
برمیگردم و میگم:
نمیخواستم، دیرم شده عجله دارم. توام که ازت معلومه میخوای سوال بپرسی بعد بگی ترسیدم و چی و چی نمیآم!
نترسیدم!
*
با نصب اپلیکیشن نودهشتیا روی تلفن همراه خود، هزاران رمان آنلاین و آفلاین را همزمان در دسترس داشته باشید.
اگر شما نویسنده این رمان هستید و از انتشار آن در این سایت رضایت ندارید، میتوانید درخواست حذف دهید.
دانلود رمان آرایش جنگ... هلیا نکن شر میشه؟… نهههه ما یه ماهلی نکن شر میشه داریم که از اونم وحشی تره…ماجرا از این قراره که ماهلی با دویستا سرعت زارت میکوبه تو شیکم عروسک حسن[خودش دوست داره کارن صداش کنن]میگه اقا اگه خسارت میخوای یه ساعت دوماد بابام شو، اینا شل میگیرن از باباش سفت میخورن که به خودشون میان سر یه سفرهی عقد صورین…..