خلاصه کتاب:
هرمان پسری مبتلا به یک اختلال نادر... اختلالی خطرناک و ترسناک که خودش از این موضوع بیخبره... پسری بیبند و بار و به فکر عیاشی و پول در آوردن از راه خلاف و مردم گریز...
با قتل ناگهانی پدرش و شروع تلفنهای ناشناس و رو شدن حقایقی که درکی ازشون نداره تازه اون به هیولای درونش تبدیل میشه هیولای ترسناکی که نه تنها افراد دور و برش بلکه خودش هم نمیتونه کنترلش کنه...
که پویا و آوا رو درگیر پروندهای سخت...
و زندگی همراز رو دگرگون میکنه...
حالا این افراد چه ارتباطی بهم دارن؟؟
- 512 روز پيش
- مدیر سایت
- 11 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
داستان،داستانه دوتا مامورموفق اداره آگاهیه که اصلا آبشون باهم تویه جوی نمی ره!یکیشون سرگرد سورن صادقی و دیگری سروان عسل آرمان.
داستان از جایی شروع می شه که اداره آگاهی واسه دستگیری یه باند بزرگ قاچاق مواد مخدر مجبوره که دوتا مامور زبده رو بفرسته به عنوان یک زوج داخل این باند.اولین گزینه ها کسی نیستن جز بچه های داستان ما… داستانی پر از فراز و نشیب!حوادث مختلف واتفاق های جالب!
پایان خـــوش
- 512 روز پيش
- مدیر سایت
- 6 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
شایسته نفیسی دختر بزرگ شده در یک خانواده متعصب سعی داره راهشو از اونا جدا کنه و با پسرهای گوناگونی دوست میشه و در این بین برادر او متوجه این قضیه میشه و شایسته رو وادار به....
- 512 روز پيش
- مدیر سایت
- 21 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
جمیله خیلی بلند پروازه و از وضعیت زندگیش راضی نیست. اون به دلایلی از پلیس می ترسه و ازشون دوری می کنه. سعی می کنه با پسرهای پولدار دوست بشه و خودش رو به اونا پارلا معرفی می کنه و همه ی تلاشش اینه که دلشون و به دست بیاره. یه روز به طور اتفاقی با سیاوش آشنا می شه که یه پلیسه… پارلا از اون خیلی می ترسه و فکر می کنه که سیاوش همه جا دنبالشه و اونو زیر نظر داره. تا این که متوجه می شه سیاوش برای یک ماموریت پلیسی روی اون حساب باز کرده…
- 512 روز پيش
- مدیر سایت
- 2 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
میگویند توبهی گرگ مرگ است! بهراد افشار همان گرگی بود که میبایستی سرانجاماش مرگ باشد و بس. مردی که باغ وحش کاملی را در خود داشت، گرگ صفتی که بقایی برای کسی نداشت، مار خوش خط و خالی که همچون خفاش، خونخوارِ قهاری بود و این روباه حیلهگر موشِ موذی و کثیفیست که در تیز بودناش به عقاب شهرت دارد. بهراد قانونهای زیادی را دور زده است، ولی نقابها که بیافتند و پرده از حقایق برداشته شود؛ صفحهی جدیدی از باورها به نمایش میایستد!
- 512 روز پيش
- مدیر سایت
- 7 بازدید
- 0 کامنت