خلاصه کتاب:
دانلود رمان همه زخم های من از عشق است... رها از جانان خداحافظی کرد و گوشی کرمرنگ را سرجایش میگذاشت که صدای همسرش را شنید که با خنده میگفت: «غمت نباشه، من عاشقتم.» رها منتظر ماند تا حرفهای عشقش تمام بشود و بعد با خوشحالی تماس تلفنی را قطع کرد و مشغول مرتب کردن صفحهی میز کارش شد. همچنان گرم تمیز کردن بود که بیاختیار آهی از دلش بیرون جهید.
- 533 روز پيش
- مدیر سایت
- 9 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان فصلهای نخوانده عشق... راههای نرفته بسیارند، رازهای نادانسته نیز، و زندگی کتابی است که فصلهای ناخوانده بسیار دارد. مگو: تا کی؟ تا چند؟ کتاب را ورق بزن، گام بردار، زندگی بر چکاد عشق، روزی گل خواهد داد.
- 533 روز پيش
- مدیر سایت
- 62 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان رفیق روزهای بد... هامون و نامزدش منتظر تولد فرزندشان هستند، اما جنین به دلایل نامعلومی سقط میشود. هامون که فکر میکند مشکل از هستی است، به او دلداری میدهد. اما جواب دکتر هر دو را متحیر میکند؛ مشکل از خود هامون است و دیگر قادر به بچهدار شدن نیست. این موضوع باعث میشود که هستی یک صبح او را برای همیشه ترک کند. در این میان، سلوا، یکی از همکلاسیهای قدیمی او، حاضر میشود نقش زن باردار هامون را بازی کند تا او بتواند حق و حقوق خودش را از خانوادهاش بگیرد. غافل از اینکه سلوا پنهانی دل در گرو هامون دارد...
- 533 روز پيش
- مدیر سایت
- 84 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان معشوقه شیطان... -شیطان اینه؟ با تعجب به منصور نگاهی انداختم.
- آره قربان، اینه.
- اما اینکه…
- آره، یه زنه؟ گول قیافه مظلومشو نخورید قربان، مارمولکیه که دومی نداره.
متعجب به دختر مقابلم نگاهی انداختم. چشمان کشیده، قد متوسط، اندام مزون.
- میبینی آقا، چشماش خدای شرارته. بهش میگن شیطان ساکت.
این دختر بیشتر به الهه زیبای رم باستان میخورد تا شیطان ساکت.
- چرا ساکت؟
- چون اون لاله، قربان.
بیاختیار قهقهای زدم. یک دختر بچه لال اینجوری تن و بدن این نره غولها رو لرزونده؟
- پاشو خودتو جمع کن مرد…
- 533 روز پيش
- مدیر سایت
- 269 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان قبله گاه شیطان... من گلبرگم، شب زایمانم از خونهی شوهرم فرار کردم چون میخواست تو اون وضعم بهم دست درازی کنه. نیمهشب با ماشینی تصادف کردم که صاحبش دکتر خوشقد و بالایی بود که من رو برد خونش. طلاقم رو گرفت و برای این که تحت حمایتش باشم من رو صیغه کرد. قرار نبود بینمون اتفاقی بیوفته، ولی...
- 533 روز پيش
- مدیر سایت
- 55 بازدید
- 0 کامنت