خلاصه کتاب:
دانلود رمان قبله گاه شیطان... من گلبرگم، شب زایمانم از خونهی شوهرم فرار کردم چون میخواست تو اون وضعم بهم دست درازی کنه. نیمهشب با ماشینی تصادف کردم که صاحبش دکتر خوشقد و بالایی بود که من رو برد خونش. طلاقم رو گرفت و برای این که تحت حمایتش باشم من رو صیغه کرد. قرار نبود بینمون اتفاقی بیوفته، ولی...
- 533 روز پيش
- مدیر سایت
- 14 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان آخرین بت...قصه از عمارت مرگ شروع میشود؛ از خانهای مرموز در نقطهای نامعلوم از تهران بزرگ! حنا خورشیدی برای کشف راز یک شب سردِ برفی و پیداکردن محمولههای گمشده دلار و رفتن به دل اُقیانوس، با پلیس همکاری میکند تا لاشه رویاهای مدفون در برف و خونش را از تقدیر پس بگیرد. در حالی که ردپای سرگرد امیرمهدی رَها، بر برفهای خونین جا مانده و برچسب “پلیس خاطی” هر لحظه بیشتر به این نام وصل میشود؛ به نام مردی که یکروزی در گذشته بوی نان گرم میداد و حالا مدتهاست که کنج سلول انفرادیاش...
- 533 روز پيش
- مدیر سایت
- 6 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان اسارت بی پایان... حلما سه روز قبل از عقدش به تولد صمیمیترین دوستش میره و اونجا حسابی نوشیدنی میخوره. پلیس همه رو دستگیر میکنه و آبروی نامزدش و حاجی باباش میره. برخلاف تصورِ حلما، امیریل حاضر نمیشه عقد رو بهم بزنه و هردو با هم...
- 533 روز پيش
- مدیر سایت
- 160 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان دردانگ... ماهِل دختری اهل سیستان و بلوچستان (که توسط یه گاندو یکی از دستاش رو از مچ از دست داده)، توی خانوادهای به دنیا اومده و بزرگ شده که چندهمسری برای مردان مشکلی نیست. ماهل با نریمان (مردی که همسرش رو طلاق داده و یه دختر داره)، یک مجموعه حیوانات رو توی شهر خودش بنا کرده و اداره میکنه. بهتازگی دکتری به اسم بالاچ ریگی به منطقه اومده که به بهونهی ترمیم دست مصنوعی ماهل، قصد نزدیکی به او رو داره. از طرفی دیگه، جدگال پسر فعال و باهوشیه که برای بهتر شدن مجموعه، بهتازگی استخدام شده و...
- 533 روز پيش
- مدیر سایت
- 55 بازدید
- 0 کامنت
خلاصه کتاب:
دانلود رمان تعبیر بیداری.حَوا میمیرد. قلبش از کار میایستد و از خواب بیدار نمیشود. فرزندانش جمع میشوند دور هم، فرزندانی که از او زخم خوردهاند؛ آدمهایی که حالا نمیدانند بابت مرگ او چه حسی باید داشته باشند. آنها میخواهند گذشته را با حوا دفن کنند، اما افشای رازها به آنها میفهماند که هرگز نمیشود گذشته را دفن کرد...
- 533 روز پيش
- مدیر سایت
- 27 بازدید
- 0 کامنت