مشخصات رمان:
داستان نالوطی، روایتگر زندگی یک خانواده ترک زبان است که در شب عروسی دخترشان، با اتفاقی غیرمنتظره روبرو میشوند. داماد به طرز مرموزی ناپدید میشود و عروس را با کولهباری از حرف و حدیث و رسوایی تنها میگذارد. این اتفاق، سرآغاز ماجراهایی پیچیده و سرنوشتساز برای این خانواده و به ویژه برای عروس جوان است.
اسم رمان: طعم تمشک | طعم_تمشک
اسم نویسنده: رعنا و بنفشه (#رعنا_و_بنفشه)
ژانر رمان: #عاشقانه #اجباری #خجالتی #صحنه_دار #اجتماعی #اروتیک #براساس_واقعیت
فرمت رمان: pdf
مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون و…
رمان «طعم تمشک» نوشتهی رعنا و بنفشه، به داستان تارا، یک نوجوان ۲۰ ساله در آخرین سال تحصیل فوق دیپلم گرافیک میپردازد. تارا با فقدان پدرش دست و پنجه نرم میکند و عمو بزرگش او و خانوادهاش را حمایت کرده است. اما یک روز، درخواست عمو تغییرات بزرگی در زندگی تارا به وجود میآورد.
این تغییرات نه تنها باعث بر هم خوردن ثبات زندگی تارا میشود، بلکه او را در مسیر چالشها و هیجانات تازهای قرار میدهد. داستان با محوریت عشق، خجالت و مبارزه برای پیدا کردن هویت خود، فراز و نشیبهای زندگی را به تصویر میکشد. تارا در این مسیر با مسائل اجتماعی و شخصیتهای متنوعی روبهرو میشود که به عمق داستان افزوده و آن را جذابتر میکند.
پروندهای خاص و عجیب در یک بیمارستان رواندرمانی در مادرید خبر از بیماری میدهد که درمانش غیرقابل ممکن است. پذیرش پرونده به دکتر کاملین، بهترین پزشک مرکز، سپرده میشود. او آغاز به درمان بیمار میکند، اما از هوش فوقالعاده و پیچیدگیهای بیمار بیخبر است. این پزشک وارد دنیای تاریکی میشود که هیچکس انتظارش را نداشت!
📖 نام رمان: چله نشین تاریکی
✍️ نویسنده: فاطمه غفرانی
💖 ژانر: عاشقانه، اجتماعی، جدید
📂 فرمت: PDF
📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون و...
داستان دربارهی دختری به نام ژرفاست که لیدر تور است و یک آقای ایرانی به نام شهریار که مدت زیادی خارج از ایران زندگی کرده و مدیریت یکی از معروفترین برندهای جواهر دنیا را به عهده دارد. این مرد با هویت خارجی خود، رابرت هیل، به ایران بازمیگردد تا از خانواده پدریاش که سالها قبل او و مادرش را مورد آزار و اذیت قرار دادهاند، انتقام بگیرد. او ژرفا را به عنوان لیدر انتخاب میکند و به مرور ژرفا تبدیل به دست راست او در ایران میشود و همه کارهایش را سر و سامان میدهد. اما با گذر زمان، این دو کمکم عاشق یکدیگر میشوند و...
🎭 تکین تهرانی، بازیگر محبوب و کشتیگیر سابق تیم ملی که روزی از عرصه کشتی کنار میرود، وارد دنیای شهرت میشود.
🔐 او مردی است با رازی بزرگ که در دلش نهفته است…
💔 پناه یزدان، دختری که شکستهای زیادی در زندگی زناشویی تجربه کرده و بهدلیل باورهای غلط، دست و پایش بسته شده است.
💔 او از زندگی ناامید است، اما روزی تکین استاد دانشگاه او میشود.
📚 تکین به پناه کمک میکند تا اشتباهات گذشتهاش را جبران کند و به او میآموزد چگونه از زن بودنش به درستی بهره ببرد.
💋 این آموزشها و تغییرات، به نوعی زندگی پناه را دگرگون میکند، و احساسات جدیدی در دلش بیدار میشود.
📌 اما آیا تکین رازهایش را برملا خواهد کرد؟
📌 آیا پناه میتواند از گذشتهاش رها شود و آیندهای جدید بسازد؟
دانلود رمان خواستگار پرماجرای باغ انار...من بارانم، دختری شیطون که کل فامیل و دوستام از دست شیطنتام دیگه عاصی شده بودن. ماجرای اصلی زندگی من از اون روز شروع شد که برای خواهرم خواستگار اومد تو خونه باغ انارمون. قرار شد به خاطر پسر خالهام که عاشق خواهرم بود، خواستگار رو فراری بدم. هر بلایی که فکر کنید تو باغ انار سرش آوردم، غافل از اینکه داماد رو اشتباهی گرفتم!
مدتی بعد دانشگاه قبول شدم و با خودم عهد کردم که سربهراه بشم. اما دقیقاً تو روزهای اول دانشگاه بود که اون پسر رو تو کلاسمون دیدم و…
دانلود رمان چراغ قوه... یادش بخیر، تبریز زیبای من در آن سالها زیر انبوهی از دود گرفتار شده بود. دود باروت. بمب دستی. دود مبارزه و جنگ. من تنها ده سال داشتم. چشمان مادر برقی زد و لبخندی عمیق بر چهره خستهاش نشست. فنجان چای را بین انگشتان بلندش به بازی گرفته و خیره به پنجره بخار گرفته غرق خاطراتش شده بود.
پدرم مرد متمولی بود. زمیندار بود، مالدار بود، دستش به دهانش میرسید و مردم، بسیار سر سفرهاش نان میخوردند. ملک ما در یکی از محلات اعیاننشین تبریز بنا شده بود، یک عمارت بزرگ با کلی خدم و حشم که آن روزها چقدر شلوغتر و پررفتوآمدتر بود…