مشخصات رمان:
داستان نالوطی، روایتگر زندگی یک خانواده ترک زبان است که در شب عروسی دخترشان، با اتفاقی غیرمنتظره روبرو میشوند. داماد به طرز مرموزی ناپدید میشود و عروس را با کولهباری از حرف و حدیث و رسوایی تنها میگذارد. این اتفاق، سرآغاز ماجراهایی پیچیده و سرنوشتساز برای این خانواده و به ویژه برای عروس جوان است.
اسم رمان: خانه ی شاهانه ی من | #خانه_ی_شاهانه_ی_من
اسم نویسنده: شیما فراهانی (#شیما_فراهانی)
ژانر رمان: #عاشقانه #جدید
فرمت رمان: pdf
مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون و…
رمان «خانه ی شاهانه ی من» نوشته شیما فراهانی، داستانی عاشقانه و جدید را روایت میکند که در بطن آن چالشها و سختیهای زندگی قرار دارد. شخصیت اصلی، کژال، دختری است که پس از فوت مادربزرگ و پدربزرگش، به تنهایی باید با چالشهای مختلف زندگی روبهرو شود.
اما ورود محمودخان، پسر ارشد ارباب سالارخان، به روستای کژال، زندگی او را متحول میکند. کژال ناگهان خود را در وضعیتی مییابد که باید تن به کاری دهد که هیچگاه خواهان آن نبوده است. این مواجهه، تنشها و احساسات جدیدی را در زندگی کژال ایجاد میکند و داستانی از عشق، امید و تصمیمات سخت را روایت میکند.
اسم رمان: تنهایی بی انتها | تنهایی_بی_انتها
اسم نویسنده: مرضیه باقری دهبالایی (#مرضیه_باقری_دهبالایی)
ژانر رمان: #عاشقانه #معمایی #خونبسی
فرمت رمان: pdf
مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون و…
رمان «تنهایی بی انتها» اثر مرضیه باقری دهبالایی، یک داستان پر از هیجان و معما در ژانر عاشقانه و خونبسی است. این رمان، قصه نیلا را به تصویر میکشد، دختری که چند روز قبل از عقد، برادرش به جرم قتل دستگیر میشود و خانواده مقتول تقاضای اعدام او را میکنند. در این شرایط دشوار، پدر مقتول تصمیم میگیرد که نیلا را برای خونبسی به عقد پسر بزرگش درآورد.
این پسر، به نام فرازمند، دچار مشکل روانی و اختلالات احساسی است که زندگی نیلا را به خطر میاندازد. با شروع زندگی مشترک، نیلا با رازهای پنهانی و چالشهای numerosous روبرو میشود که او را به سمت یک سرنوشت نامعلوم میکشانند. رمان «تنهایی بی انتها» با روایت داستانی پر از ترس، هیجان و معما، خواننده را به دنیایی از عشق، خونبسی و تعقیب میبرد.
📖 نام رمان: اتانازی
✍️ نویسنده: هانی زند
💖 ژانر: عاشقانه، کلکلی، بزرگسال، طنز، اروتیک، جدید
📂 فرمت: PDF
📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون و...
فیلمی از رابطهی جنسی یک مرد مومن و سرشناس گرفته شده که زندگی این مرد را با چالش بزرگی روبهرو کرده است. باعث و بانی این چالش بزرگ، دختر ۱۷ سالهای است که...
نام رمان: مرد پشت نقاب
نویسنده: ساحل، پرستو
ژانر: عاشقانه، معمایی، صحنهدار
فرمت: PDF
مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون و...
کلارا، دختری که سرنوشت او را به عمارت لرد شدو میکشاند، جایی که سالها هیچ زنی در آن حضور نداشته است. او تنها خدمه زن این عمارت مرموز میشود و کمکم متوجه نگاههای متفاوت لرد شدو به خود میشود... مردی که پشت یک نقاب سیاه پنهان شده و اعتراف میکند سالها هیچ زنی را لمس نکرده است. اما چرا؟ پشت این نقاب چه رازی نهفته است؟ کلارا با ورود به این عمارت درگیر معمایی خطرناک و احساسی غیرمنتظره میشود که زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد...
📖 نام رمان: چله نشین تاریکی
✍️ نویسنده: فاطمه غفرانی
💖 ژانر: عاشقانه، اجتماعی، جدید
📂 فرمت: PDF
📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون و...
داستان دربارهی دختری به نام ژرفاست که لیدر تور است و یک آقای ایرانی به نام شهریار که مدت زیادی خارج از ایران زندگی کرده و مدیریت یکی از معروفترین برندهای جواهر دنیا را به عهده دارد. این مرد با هویت خارجی خود، رابرت هیل، به ایران بازمیگردد تا از خانواده پدریاش که سالها قبل او و مادرش را مورد آزار و اذیت قرار دادهاند، انتقام بگیرد. او ژرفا را به عنوان لیدر انتخاب میکند و به مرور ژرفا تبدیل به دست راست او در ایران میشود و همه کارهایش را سر و سامان میدهد. اما با گذر زمان، این دو کمکم عاشق یکدیگر میشوند و...
دانلود رمان چراغ قوه... یادش بخیر، تبریز زیبای من در آن سالها زیر انبوهی از دود گرفتار شده بود. دود باروت. بمب دستی. دود مبارزه و جنگ. من تنها ده سال داشتم. چشمان مادر برقی زد و لبخندی عمیق بر چهره خستهاش نشست. فنجان چای را بین انگشتان بلندش به بازی گرفته و خیره به پنجره بخار گرفته غرق خاطراتش شده بود.
پدرم مرد متمولی بود. زمیندار بود، مالدار بود، دستش به دهانش میرسید و مردم، بسیار سر سفرهاش نان میخوردند. ملک ما در یکی از محلات اعیاننشین تبریز بنا شده بود، یک عمارت بزرگ با کلی خدم و حشم که آن روزها چقدر شلوغتر و پررفتوآمدتر بود…
دانلود رمان رقص های بی ناز... سدنا به خاطر مشکلات مالی خانواده و محدودیتها عاشق پسری خوشگذرون میشود و آن پسر را بت خود میداند، ولی با رها کردن آن پسر، سدنا برای ترس از حرفهای بقیه کاری میکند که شاید بخشودنی نباشد…