خلاصه کتاب:
دانلود رمان هفت خاج... در شبی که باران همزمان متوجه خیانت خواهر و نامزدش و همچنین بالا کشیدن داراییهایشان توسط دشمنی مجهول میشود، توسط نامزدش، سعید، به او داروی مخدر تزریق میشود. او که در گریز از سعید است، حینی که هوشیاریاش تحلیل میرود، کسی را زیر میگیرد و با تهدیدهای سعید مبنی بر لو دادنش به پلیس، مجبور به فرار از ایران میشود. اتفاقاتی گریبانش را میگیرد که پس از چندین ماه، تصمیم به بازگشت میگیرد تا از دست رفتههایش را پس بگیرد.
خلاصه کتاب:
دانلود رمان نیم نگاه... دختر قصه کافه دارد و خیلی شیطون و شاده! پسر داستان اما خیلی جدی و مذهبی است! این دختر، پسر را به زور سوار موتور میکند، میبردش برفبازی، کلهپاچه به خوردش میدهد، مجبورش میکند نصف شبی از دیوار بالا برود. دست تقدیر باعث میشود این دو تا آدم که هیچ شباهتی به هم ندارند، با هم روبهرو شوند و… داستان آقا سید و این دخترک شیطونمون به کجا ختم میشود؟ چی میشود که این پسرِ مذهبی عاشق این دختر میشود؟
خلاصه کتاب:
دانلود رمان رخساره... نگاهش را با لبخند از جایگاه عروس و داماد گرفت و دکمهٔ کت خوشدوخت و اسپرتش را بست. با دقت اطراف را از نظر گذراند. همهچیز مرتب بود. بهقاعده و طبق اصول. بیخود نبود که تکتک تاریخهای چندماه آیندهاش هم برای مراسم عروسی رزرو شده بود. حالا تالار پذیراییاش حسابی اسم و رسم در کرده بود.
تذکری به یکی از پیشخدمتها داد و جلوتر رفت. امشب مراسم خاصی بود. برای عروسی خواهر دوست قدیمیاش حسابی سنگ تمام گذاشته بود. همهچیز باید به نحو احسن انجام میشد.
خلاصه کتاب:
دانلود رمان عذاب تاوان... به دنبال این نبود که بفهمد آیا این عشق دو طرفه است یا نه. فقط میتوانست به نقل از گوته بگوید: «دوستت دارم، آیا به تو ربطی دارد؟»
خلاصه کتاب:
دانلود رمان اتریوم... در پاییز ۱۳۹۶، صرافی رمز دیجیتال بیترکس میلیونها دلار از داراییهای کاربران ایرانی را به بهانه تحریمها مسدود کرد. سرانجام، پس از گذشت حدود دو سال و عبور از یکی از تاریخیترین سقوطهای بیتکوین، این داراییها آزاد شدند. داستان از دید کیمیا و کتی روایت میشود. کیمیا، خلاق و باهوش، از همسرش جدا شده و در دنیای بیرحم اطرافش تصمیم به خودسازی گرفته است. در سوی دیگر، کتی، زیبا و شاد، زندگی عاشقانهای دارد؛ اما ناخواسته درگیر بلندپروازیهای برادرش، کیوان، میشود.
خلاصه کتاب:
دانلود رمان تو خاطره نشدی... پای چپم را با حرص به زمین کوبیدم و با لحن شاکی پرسیدم: چه خبره باز؟! دوباره چی شده که داری با بهانههای الکی میفرستی برم خونهی مامان لیمو؟ با خونسردی تقلبیاش، جدی و محکم جواب داد: چراش رو گفتم بهت؛ الانم برو بذار به کارم برسم. نفسم را رها کردم و با لحن تهدیدآمیزی گفتم: این دفعه برم، دیگه نمیآم!
خلاصه کتاب:
دانلود رمان امیدی دوباره... بهار شمس، وکیل تازهکار و طلاقگرفتهای است که یک دختر دارد. روزی در جریان یکی از پروندههایش با کارن عیشی آشنا میشود. کارن تلاش میکند تا با پول بهار را بخرد، اما موفق نمیشود و در نهایت پرونده را میبازد. چند ماه بعد، بهار به عنوان وکیل در یک شرکت جدید مشغول به کار میشود که کارن یکی از سهامداران آن است...
خلاصه کتاب:
دانلود رمان نجیب بی آبرو...حورا، تک دختر حاج فتاح، روحانی معتمد محل، چهل روز بعد از مرگ نامزدش آرش، متوجه میشود که باردار است. هیچکس باور ندارد که این نطفه حلال و از همسر صیغهاش بوده. اما امیریل، برای حفظ یادگاری پسرخالهاش آرش، پیشنهاد ازدواج به حورا میدهد...
خلاصه کتاب:
دانلود رمان دو زن دو فرشته... نسرین، دختری روستایی و سر به هوا، فارغ از دنیای اطرافش در خیالات خودش غرق است! سحر، بهترین دوست نسرین، عاشق و دلباختهی داریوش، پسر یکی از همآبادیهایشان است. اما داریوش، که در ظاهر چندان پسر سر به راهی به نظر نمیرسد و در روستا هم ساکن نیست، چشمش به دنبال...
خلاصه کتاب:
دانلود رمان پادشاه خون... “غزل” به مچ های سیاه و کبودم نگاه میکنم و باز هم سعی میکنم که بغضم رو عقب بزنم و روی کارم تمرکز کنم. لباس هام رو درست میکنم و میخوام تبلت ثبت سفارش رو بردارم که فرشته وارد کانتر میشه و با لبخندی گرم میاد جلو و بغلم میکنه، “تولدت مبارک غزل خوشگلم.” ازم فاصله میگیره و با یک نگاه به صورتم میفهمه که چه خبره. صورت گرد و بامزه اش میره تو هم و میاد جلو، “نگو که دوباره با اون عوضی دعوا کردی.”